تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
برخى كتابها : دهنج چند نوع است ، بسيار سبز كه تيغ دلاكى را با آن تيز كنند ، و برنگ پر طاوس و كمد و نسبت آن به مس چون نسبت زبرجد است به طلا و آن سنگى است كه بر اثر پاكى فضا پاك نمايد و بر اثر تيرگى آن تيره نمايد و از خواص عجيبش اينست كه اگر سائيده‌اش به كسى نوشانند زهريست كشنده و اگر بزهر نوشنده دهند برايش خوب است ، و اگر آدمى گزيده شود و جايش را با آن بمالند درد آرام گيرد ، با سركه‌اش بسايند و بكزاز و تركيده تن بمالند آن را ببرد ، گفته‌اند و براى طپش دل خوبست و جزء داروهاى چشم است و اعصابش را نيرو دهد ، و چون سائيده‌اش را به برص بمالند دفع شود و اگر بآدمى آويزند نيروى باه بر او غلبه كند . 23 - در كافى ( ج 1 ص 384 ) : بسندش از سليم مولا علي بن يقطين كه از چشمش آزار ميكشيد و ابو الحسن عليه السّلام از پيش خود به او نوشت ، تو را چه مانعى است از سرمه ابى جعفر عليه السّلام جزئى از كافور رباحى و جزئى از صبر اسقوطرى برابر هر - دو نرم كوبيده شوند و از حرير بگذرند و با آن مانند اثمد سرمه كشند يك بارش در يك ماه هر دردى را از سر فرو كشد و از تن برآورد ، گفت با آن سرمه كشيد و تا مرد از چشمش نناليد ( يعنى ابن ابى عمير راوى حديث گفت ) . بيان : در قاموس است كه رباحى يك نوع كافور است ، و قول جوهرى كه رباح جانوركى است و كافور از آن كشند خلاف است و كسى كه نسخه را اصلاح كرده و بجاى دويبه بلد نهاده هر دو غلط است ، زيرا كافور صمغ درختى است درون چوب آن كه چون بجنبد خش خش كند و آن را بشكافند و از آنش برآورند ، و گفته : اسقوطر جزيره‌ايست در درياى هند در چپ كسى كه از بلاد زنج آيد ، و عامه آن را سقوطره خوانند و از آن صبر و خون دو برادران آورند ، اثمد سنگ سرمه است . من گويم : پزشكان پندارند صبر چند صنف است ، قيصورى ، رباحى ، آزاد