ترجمه :
( تقرير دوّم از دليل عقلى بر حجيّت خبر واحد )
شيخ مىفرمايد :
تقرير دوّم ، بيانى است كه ( مرحوم فاضل تونى ) در وافيه بر حجيّت خبرهاى موجود در كتب مورد اعتماد شيعه آورده است و عدّهاى نيز به آن عمل كردهاند ، بدون اينكه به وجهى از وجوه آن را ردّ كرده باشند و در آن به وجوهى تمسّك نموده است به اينكه :
ما به بقاء تكليف و وظيفهء در برابر احكام تا روز قيامت ، قاطع هستيم . مخصوصا به اصول ضروريه مثل نماز ، روزه ، حج ، متاجر ، نكاح و امثالهم .
در حالى كه قسمت اعظم از اجزاء و شرائط و موانع آنها به واسطهء خبر واحد غير قطعى به دست آمده ، به طورى كه اگر خبر واحد حجّت نمىبود و نمىشد به آنها عمل كنيم ، امور مذكور از حقائق خود خارج شده و ماهيّتهاى ديگرى به حساب مىآمدند .
حال كسى كه منكر اين معناست با زبانش انكار مىكند ، لكن در قلبش مؤمن و معتقد به آن است . پايان كلام فاضل تونى .
( ايراد و اشكال شيخ به كلام جناب فاضل )
دو ايراد بر اين بيان صاحب وافيه وارد است :
1 - اينكه علم اجمالى به اجزاء و شرائط ، در جميع اخبار است و نه در خصوص اخبار كتب اربعه ، و صرف بودن علم اجمالى در اين اخبار موجب آن نمىشود كه غير آنها از اطراف علم اجمالى خارج باشند ، چنانچه در پاسخ اوّل از وجه اوّل گفته آمد و اگر اينطور نمىبود و علم اجمالى صرفا در خصوص همين اخبار يعنى كتب اربعه مىبود ، نمىشد برخى از آنها را از مورد علم اجمالى خارج كرده و مدّعى علم اجمالى در ما بقى آنها مثل اخبار عدول گرديد .
و حال آنكه اخراج بعضى ممكن است و به جاى آن اگر از اخبار ديگر يعنى از غير كتب اربعه بگذاريم ، باز هم علم اجمالى به حال خود باقى است كه اين خود گواه آشكارى است بر وجود علم اجمالى در مجموع اخبار .
پس در اين صورت يا احتياط لازم است و عمل به هر خبرى كه بر جزئيت يا شرطيّت ماهيتى دلالت مىكند و يا اينكه هر خبر مظنون الصدورى را كه بر جزئيت يا شرطيّت دلالت دارد به كار گرفت حال چه اين خبر در خصوص كتب اربعه باشد و يا در غير آن مگر اينكه