تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
ترجمه : ( وجه اهتمام اصحاب بر تنقيح اخبار ) امارات به دست آمده از سعى و تلاش اصحاب و ياران ما ( شيعه ) در تنقيح اخبار در زمان‌هاى اخير از زمان امام رضا بيشتر از اين است كه قابل احصاء و شمارش باشد . و علّت و انگيزهء اين شدت اهتمام : 1 - اين است كه اين روايات اساس دين بوده و قوام شريعت پيامبر بر آنهاست فلذا امام در شأن جماعتى از نقله و روات اين اخبار فرموده‌اند : « اگر اينان نبودند ، آثار نبوّت مندرس و كهنه مىشد » . 2 - مردم راضى به نقل قضايا و حكايات تاريخى كه بر دروغ بودن آنها هيچ‌گونه اثر دينى و دنيايى مترتب نمىشود ، نيستند . پس چگونه حاضرند در كتب حديثى و نوشته شده آنان ، كه بعدا مردم در امور دين خود به آنها رجوع مىكنند مشتمل بر روايات و اكاذيب باشد ، چنانچه امام به ايشان خبر داده است كه : زمانى بر مردم بيايد كه هرج و مرج بوده و ايشان به غير كتبشان با چيز ديگرى مأنوس نيستند و بنا بر آنچه كلينى در ديباچهء كافى آورده است ، مىگويد : كتابش را به نحوى ترتيب داده كه براى مرجع بودن همهء كسانى كه بعدا خواهند آمد ، صلاحيت داشته باشد . ( اخبار دالّه بر وجود اخبار مجعول ) از جمله اين اخبار اين است كه : يونس بن عبد الرحمن بر سيّد ما ابن الحسن الرضا كتب ( حديثى ) جماعتى از اصحاب امام باقر و صادق را ، عرضه داشت . حضرت احاديث بسيارى از آن احاديث را كه منسوب به ابى عبد اللّه مىباشد را انكار نمودند و سپس فرمودند : ابو خطاب بر ابى عبد اللّه دروغ بسته است ، همچنين ياران و پيروان ابو خطاب از آن زمان تاكنون احاديث دروغين جعل كرده و در آنها را با دسيسه در كتب مشتمل بر اخبار امام صادق قرار داده است . و از جمله اين اخبار ، حديثى است از هشام بن حكم كه او از امام صادق شنيده بود كه مىگويد : مغيرة بن سعد ( لعنة اللّه عليه ) تعمدا بر پدرم دروغ مىبست و در حالى كه پيروانش در ميان اصحاب پدرم مخفى بودند ، كتب حديثى پدرم را گرفته و به مغيره مىرساندند و او كفر و زندقه و الحاد را در آن كتاب مىگنجاند ، و آن جعليّات را به احاديث پدرم نسبت مىداد و همچنين است روايت فيض مختار كه در ذيل كلام شيخ آن را نقل نموديم و غير اين اخبار ذكر شده ، روايات ديگرى نيز وجود داشته ، كه مطلب فوق را تقويت مىكند .