ترجمه :
( ادامهء نقل حديث )
و از حمدويه ، از ايّوب بن نوح منقول است كه نزد او كتابى بود مشتمل بر احاديث ابن سنان ، فلذا ايّوب گفت :
اگر خواستيد روايات اين كتاب را بنويسيد ، زيرا من اين روايات را از محمّد بن سنان نوشتهام ، لكن از وى روايت نمىكنم .
زيرا ابن سنان پيش از مرگش گفت : هر حديثى كه براى شما گفتهام مسموع از امام نيست ، بلكه آنها را از گوشه و كنار بدست آوردهام .
پس بنگر كه چگونه در ثبت و ضبط احاديث احتياط نمودهاند ، حتّى روايتى را كه از ثقه نمىشنيدند و در كتب مىيافتند ، نقل نمىكردند .
و به عنوان شاهد تو را اين مطلب كفايت مىكند كه :
علىّ بن حسن بن فضّال روايت كتب پدرش حسن را كه در هنگام مقابلهء آنها حاضر بوده است روايت نكرده ، بلكه از برادرانش احمد و محمّد كه آن احاديث را از پدرشان نقل مىكردند نقل مىنمود و از آن اينگونه عذر مىآورد كه در روز مقابله حديث با پدرش كمسن بوده است و معرفت چندانى به روايات نداشته است . فلذا براى بار دوم آن روايات را بر برادرانش قرائت نمود .
( حاصل كلام )
اينكه على الظاهر مدار محدّثين بر ثبت و ضبط اخبارى منحصر بوده است كه يا از صاحب كتاب مىشنيدهاند و يا از كسى كه او از صاحب كتاب شنيده بود .
پس ثبت و ضبط نمىكردند مگر آنچه را كه ( از صاحب كتاب ) شنيده بودند هرچند با وسائطى چند از صاحب كتاب ، اگرچه به انتساب كتاب به صاحبش نيز علم داشتهاند ، ( لكن اين انتساب و علم به آن را كافى ندانسته ، سماع را از خود وى لازم مىدانستند ، اگرچه سماع با وسائط صورت مىگرفت ) البتّه به شرط اطمينان به وسائط و شدّت اطمينانشان به آنها .
و چهبسا ايشان در تصحيح و يا ردّ حديث از صاحب كتب تبعيّت مىكردند ، چنانچه اين امر دربارهء صدوق نسبت به ابن وليد ( استادش ) اتفاق افتاده است و چهبسا به شخصى كه در او نقطهء ضعف بعيدالمدخليهاى هم وجود داشت اطمينان نمىكردند به اين خاطر از جماعتى از
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٤١