باشند نمىتوان ردّ نمود . پايان كلام ابن ادريس .
( استشهاد )
4 - وى در اثبات مذهب اماميّه ، استدلال كرده است به اينكه ايشان اخبار مضايقه را در كتبشان ذكر نموده و مبنايشان بر عمل به خبر ثقه است ، پس از آن ( از دو مطلب مذكور ، ذكر اخبار مضايقه و عمل به آن ) نتيجه گرفته است كه رأى علماء در مسئلهء مضايقه و مواسعه ، بر مضايقه تعلّق گرفته است .
( استبعاد )
سپس شيخ در مقام تعجّب و استبعاد مىفرمايد :
اى كاش مىدانستم كه وقتى ابن ادريس مذهب ايشان ( اصحاب الائمه عليهم السّلام ) را فهميد ( و به واسطهء اتفاق آنها بر وجوب عمل به خبر ثقه ) به رأى امام علم حاصل نمود و دانست كه ترك عمل به خبر ثقه جايز نيست ، پس چگونه در مسئلهء انكار خبر واحد از سيّد پيروى كرده است مگر اينكه بگوئيم :
مقصود ابن ادريس از وجوب عمل به خبر ثقه ، وجوب عمل به قول كسى است كه از كلامش قطع و يقين حاصل شود .
لكن بسى روشن است كه اين معنا مورد نظر او نبوده است ، چرا كه قول كسى كه علمآور است حجيّتش نياز به اين تكلّفات و تمسّك به اجماع ندارد ، زيرا كه قطع و علم ذاتا حجّت هستند .
يا اينكه بگوئيم : ممكن است مراد ابن ادريس و سيّد از خبر علمى ، خبرى است كه اطمينانآور باشد نه اينكه مفيد يقين باشد ، چنانچه قبلا نيز در جمع ميان كلام سيّد و شيخ چنين گفتيم .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١١١