ترجمه :
( قرائنى كه بر صحّت و صدق اجماع شيخ و علّامه دلالت دارند )
1 - و از جمله اين قرائن ، اجماعى است كه مرحوم كشى از اصحاب بر صحيح بودن اخبارى است كه از جماعتى از محدثين نقل مىشود .
بديهى است معناى تصحيح مورد اتفاق و اجماع عملاء اين است كه خبر اين جماعت صحيح شمرده مىشود و معناى صحيح شمردن همان عمل آنان به اين خبر است و نه قطع و يقين به صدور آن ، چه آنكه اجماع بر عمل واقع شده و نه بر صحّت خبر ( تا مستلزم اين باشد كه صدور اخبار مزبور قطعى باشد ) از اين گذشته صحّت از نظر ارباب اصطلاح بنا بر آنچه بسيارى ( از علماء ) بدان تصريح ننمودهاند عبارتست از اطمينان و اعتماد داشتن به خبر است و نه قطع و يقين به صدورش .
2 - و از جملهء اين قرائن ، ادّعاى نجاشى است بر اينكه اخبار مرسله نقل شده به واسطه ابن عمير عند الأصحاب مقبول و پذيرفته است .
اين عبارت ( از ايشان ) دلالت دارد بر عمل اصحاب به روايات مرسلهاى كه از همچون ابن ابى عمير نقل شده و روشن است كه عمل اصحاب به اين مرسلات نه بخاطر اين است كه قطع به صدور آنهاست ، بلكه از اين جهت است كه او روايت و ارسال نمىكند مگر اينكه از شخص ثقه باشد پس اگر قبول آنها به خاطر اسناد ثقه به ثقه نبود ، وجهى براى قبول مراسيل ابن ابى عمير كه روايت نمىكند جز از ثقه ، وجود نداشت ( پس هر خبر موثّقى از نظر اصحاب مقبول است ) اتفاق مذكور ( بر عمل به مراسيل ابن ابى عمير ) را شهيد اوّل نيز در كتاب ذكرى ادّعا نموده است و از كاشف الرموز شاگرد محقّق اوّل منقول است : كه اصحاب به مراسيل بزنطى نيز عمل مىنمايند .
3 - و از جملهء اين قرائن ، فرمودهء ابن ادريس است كه در رسالهء خلاصة الاستدلال ، در مسئله فورى بودن نمازهاى قضاء و روزههاى فوت شده ، در مقام ادّعاى اجماع بر تنگ بودن وقت نماز قضاء تصنيف كرده است مبنى بر اينكه اين مسئله از جمله امورى است كه اتفاق علماء اماميه برآن است مگر تعداد معدودى از اهل خراسان . سپس در مقام تقريب و بيان اجماع مىگويد :
صدوق و پدرش و اشعريّون مثل سعد بن عبد اللّه و سعيد بن سعد و محمد بن على بن محبوب و تمام علماء اهل قم مثل على ابن ابراهيم و محمد حسن بن وليد به اخبارى كه مشتمل بر مضايقه و ضيق بودن وقت قضاء است عمل مىكنند ، چه آنكه ايشان فرمودهاند : خبرى را كه رواتش ثقه