تشريح المسائل
* حاصل مطلب در عبارت ( ثمّ انّ دعوى الاجماع على العمل بأخبار الآحاد . . . ) چيست ؟
بيان شيخ انصارى است مبنى بر اينكه :
1 - تنها شيخ طوسى ، ابن طاوس ، علامه و محدّث مجلسى ، صريحا ادّعاى اجماع بر حجّيت خبر واحد نمودهاند .
2 - كسى اشكال نكند كه خود اينها اجماع منقول به خبر واحد بوده و قابل استدلال نيستند ، چرا كه اين اجماع منقول محفوف به قرائن كثيرهاى است كه به واسطهء آنها ما يقين به صدق و حقانيّت آنها پيدا مىكنيم و به همين لحاظ است كه ما نيز به اجماعات منقوله عمل مىكنيم .
3 - مسئلهء اجماع بر عمل به خبر واحد به حدّى روشن است كه سيّد نيز بدان اعتراف كرده ، لكن دست به توجيه زده است .
* مراد از اين توجيه سيّد صدر پس از اعتراف به مسئلهء اجماع چيست ؟
اين است كه ايشان در رسالهء متوصليّات مىگويد : اگر كسى بر ما اشكال كند كه :
1 - آيا بزرگان شيعه در كتب خود بر خبرهاى ثقه اعتماد نكردهاند ؟
2 - آيا خبر واحد ثقه را مهمترين دليل در باب احكام قرار ندادهاند ؟
3 - آيا فقهاء بزرگ شيعه در رابطه با روايات مختلفه و متعارضه از ائمه دستورالعملهاى نهايى را نقل نكردهاند ؟
و آيا مطالب فوق دليل بر حجيّت خبر واحد نيست ؟ پس جناب سيّد چرا شما منكر حجيت خبر واحد هستيد ؟ مىگوئيم كه : قاعدهء كلى اين است كه :
نبايد از امور معلومهء مقطوعه و مسلّمه رفع يد كرده و عدول كنيم و به يك امر مجمل و مشتبه متوسّل شويم .
و آن امر معلوم اين است كه همانطور كه عمل به قياس باطل است ، عمل به خبر واحد نيز چون يقينآور نيست باطل است و نزد ما امرى مسلم است و آن امر مجمل اين است كه :
اصحاب ما فى الجملة به خبر واحد عمل كردهاند و لكن وجه العمل براى ما روشن نيست . در نتيجه از اين امر مجمل رفع يد كرده و دست به توجيه مىزنيم يعنى مىگوئيم :
پس لابد ، عمل اصحاب بر اساس قرائن معتبره و قطعيّه بوده است .
* نظر شيخ انصارى پيرامون توجيه سيّد چيست ؟
آن را قبول نداشته ، ردّ مىكند . چرا كه احدى غير از سيّد اين حرف را نزده است . بنابراين حرف