تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
بر آن اطلاق شود مجاز است ، زيرا وجود همه افراد نامتناهى در قوّه عقليه محال است و آنچه در آنست با عوارض پايان پذير تحقق دارد ، چون صورتيست جزئى در يك نفس جزئى موصوف بحدوث در وقتى مخصوص ، و چون با اين عوارض در نفس تحقق دارد كلّى نباشد . گفته‌اند : قوه عقليه به كارهاى بىپايان توانا است ، و جسم نيروى بىپايان ندارد ، و به شكل دوم نتيجه دهد كه قوه عقليه جسميه نيست ، در پاسخ گوئيم نپذيريم كه قوّه عقليه توانا بر يك كار هم باشد تا چه رسد به كارهاى بىپايان ، زيرا تعلّق آن بمعلوم حصول صورتيست در آن و اين انفعالى است نه فعلى ، و اگر اصل توانائيش را بپذيريم بىپايانيش را نپذيريم ، زيرا اگر گوئيد در يك زمان توانا بر بىپايانست ممنوع است به حكم وجدان كه نشدنيست . و اگر مقصود اينست كه هر وقت فرض شود امكان عمل دارد نيروى جسمانى همچنين توانائى را دارد ، زيرا هيچ آنى فرض نشود جز اينكه تواند يا بايد در آن كارى كند و اين هم بىپايانست پس قوه عاقله جسمانيست . گفتند : اگر قوه جسميه توانا بر نامتناهى است و جزء آن هم توانا بر نامتناهى است لازم آيد جزء و كل برابر باشند و آن محال است و اگر جزئش توانا بر متناهى است همه متناهى شوند ، زيرا نسبت كلّ بجزء معلوم است پس نسبت تأثيرش با تأثير جزء هم معلوم باشد و چون نسبت تأثير جزء متناهى است بايد نسبت تأثير كل هم متناهى شود ، جواب گوئيم كمتر بودن تأثير جزء متناهى بودنش را نبايد چون نامتناهى هم مراتب دارد و جزئى كه پيوسته أثر دارد تأثير پيوسته دارد و از آن لازم نشود كه برابر با كلّ گردد چون هميشه أثر دارد ولى ضعيف و اندك چون اندازه‌اى دارد . جمهور فلاسفه و معمر بن عباد سلمى از قدماء معتزله ، و غزالى و أبو القاسم راغب ، و شيخ مفيد ، و بنى نوبخت و اسوارى و نصير الدين طوسى گفتند روح انسان جوهريست مجرّد از مكان و جهت و محل ، وابسته است بتن چون عاشق بمعشوق خود
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 92 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى