تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
رازى در ( ج 21 ص 37 ) تفسيرش گفته : مفسران را در روحى كه در اين آيه آمده چند قول است و اظهر آنست كه همان روح زندگى است ، و آنگه پرسش يهود و مبهم گوئى پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله را در باره روح آورده و آن را از چند راه مورد اعتراض دانسته كه سست باشند ، سپس گفته : بعقيده ما يهود از او در باره روح پرسيدند و آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله ببهترين وجهى بدانها پاسخ داد ، بدين تقرير كه در آيه ذكر شده كه از او در باره روح پرسشى كردند ، و اين پرسش چند وجه دارد . 1 - ماهيت روح مكانى است يا لا مكانست و جدا از مكانى . 2 - روح قديم است يا حادث . 3 - ارواح پس از مرگ ميمانند يا نابود ميشوند . 4 - حقيقت سعادت و شقاوت روح چيست ؟ و خلاصه بحث در باره روح بسيار است و اين كه فرموده
« و يسألونك عن الروح »
بيان نكرده از چه نظر پرسيدند جز اينكه جواب خدا تعالى تنها به دو نظر پاسخگو است يكى پرسش از ماهيت روح و دوم از قدم و حدوث آن . اما بررسى در باره ماهيت روح اينست كه گفته‌اند آيا روح جسمى است درون تن كه از آميزش طبائع و اخلاط پديد شده يا خود همين مزاج و تركيب است ، يا عرضى است قائم بدين اجسام ، يا روح موجوديست جدا از اين اجسام و اعراضها و خدا در پاسخ آن فرموده موجوديست جدا از اين اجسام و اعراض ، براى اينكه اينها همه از آميزش اخلاط و عناصر پديد شوند و روح چنين نيست بلكه جوهريست بسيط و مجرّد كه پديد نشود جز بقول خدا « باش و باشد » . گفتند : چرا جدا از اين اجسام و اعراض است و خدا جواب داده كه روح موجوديست كه بفرمان خدا پديد گردد و اثر بخشى او است در زندگى دادن بتن ، و ندانستن حقيقتش كه ويژه او است مايه نفى آن نبايد باشد ، زيرا حقيقت بيشتر چيزها دانسته نشود ، و نبايد آنها را نابود دانست و همين است منظور قول خدا « و بشما ندادند دانش را جز اندكى » .