را از آن آگاه نكرده .
علماء در ماهيت روح اختلاف دارند .
1 - جسمى است رقيق و هوامنش و در همه روزنههاى تن جاندار چرخانست اين عقيده بيشتر متكلمين است و سيد مرتضى - قدس اللَّه روحه - آن را پذيرفته .
2 - جسمى است هوامنش بر بنياد جان پژوهى كه هر جزئش زنده است ، عقيده علىّ بن عيسى است ، هر جاندارى جان و تنى دارد ، جز اينكه در برخى جان غالب است و در برخى تن .
3 - روح يك عرض است كه همان زندگى است كه جاندار بدان آماده دانش و قدرت و اختيار است ، اين عقيده شيخ مفيد - رضي الله عنه - است و بلخى و جمعى از معتزله بغداد ، يا عرضى است در دل كه اسوارى گفته .
4 - روح انسان همان زنده ايست كه تكليف دارد ، عقيده ابن اخشيد و نظّام است .
5 - يك دانشمند گفته : خدا روح را از شش چيز آفريده : از جوهر نور و پاكى ، زيست ، زندگى ، دانش و والائى ، نبينى تا در تن است نورى دارد كه با چشم بيند و با گوش شنود و تن پاك و خوشبو است ، و چون از تن بر آيد تن بگندد تن به دو زيست دارد و چون از آن جدا شود پوسيده و نابود گردد ، بدان زنده باشد و بىآن مرده شود . بدان دانا است و بىآن همه نادان ، بالا و لطيف و زندگىيابست بدليل قول خدا تعالى در وصف شهداء « بلكه زنده نزد پروردگار خود روزيخورند و شادند ، 17 - آل عمران » با اينكه تنشان در خاك پوسيده .
« بشما دانشى داده نشده جز اندك » گفتهاند : خطاب به پيغمبر است و جز او زيرا روح برايش بيان نشده بدين معنى كه از دانش منصوص جز اندكى نداريد و آنچه ناگفته مانده بيشتر است زيرا دانستنىهاى خدا را پايانى نباشد ، و گفتهاند خطاب بيهود است كه از او پرسيدند ، و در پاسخ گفتند چطور مىشود با اينكه خدا بما تورات را داده ؟ فرمود : تورات در دانش خدا اندكى است .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 4
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤