تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 3

مساهمون:

ص٣

تفسير

:
« يسألونك عن الروح »
طبرسى - ره - در ( ج 6 ص 347 ) مجمع گفته : در روح مورد پرسش اختلاف است و چند قول دارد . 1 - مورد پرسش جانى است كه در تن آدمى است و پاسخى داده نشده و پرسش‌كننده يهود بودند ، از ابن مسعود و ابن عباس و جمعى و جبّائى هم آن را اختيار كرده ، سبب عدول پيغمبر از پاسخشان اينست كه مصلحت دينى آنها در بيجوابى بيشتر بوده ، و چون پرسش آنها براى رنج دادن بوده و آزمودن نه براى فهميدن و جواب صريح مايه فزونى عنادشان بود ، و گفته‌اند يهود بقريش گفتند : محمّد را صلى اللَّه عليه و آله از روح پرسيد و اگر بشما پاسخ صريح داد پيغمبر نيست و اگر نداد پيغمبر است كه ما در كتب خود چنين يافتيم ، و خداى سبحانش فرمود تا از پاسخ صريح بدانها خوددارى كند ، و به اندازه فهمشان در باره روح با آنها بگويد تا نشانه راستگوئى او در دعوى نبوّتش باشد . 2 - مورد پرسش حادث بودن روح بوده و خدا فرموده بگو روح از أمر پروردگار من است يعنى از كار و آفرينش او و همين جواب آنها بوده ، بنا بر اين شايد مورد سؤال جان آدمى باشد كه ابن عباس و جز او گويند و شايد جبرئيل باشد بقول حسن و قتاده و شايد فرشته‌اى باشد كه 70 هزار چهره دارد و در هر چهره 70 هزار زبان كه با همه خدا را تسبيح گويد چنانچه از علي عليه السّلام روايت است يا مورد سؤال عيسى باشد كه او را هم روح نامند . 3 - مورد سؤال مشركان روح است كه همان قرآن باشد از اين نظر كه فرشته چگونه‌ات بدان برخورد و چگونه معجزه‌ات شده ، و چگونه نظم و ترتيبش مخالف هر نوع گفتارها شده از سخنرانى و سرودن شعر ، و خدا سبحانه قرآن را روح ناميده كه فرموده « و همچنين به تو وحى كرديم روحى از امر خود ، 52 - الشورى » بگو اى محمّد روحى كه قرآنست از امر پروردگار منست بمنش فرود آورده دليل بر پيغمبريم ، از كار بشر نيست و از آنها نشدنيست بنا بر اين هم پاسخ بجائيست ولى بنا بر توجيه يكم معناى روح از أمر پروردگارم است اينست كه آن را خدا داند و كسى