نمايد ، و هر چه بدل گذرد و پرده افتاده است نه حفظ كند و نه بشمارد .
سپس از او خواب راست و دروغ را پرسيدند ، فرمود : خدا روح را آفريد و سلطانى بر او گماشت كه نفس است و چون بندهاى بخوابد روحش در آيد و سلطانش بماند ، و گروهى فرشته و گروهى پرى به دو گذرند ، و هر آنچه خواب راست است از فرشتهها است و هر خواب دروغ از پريان ، و بدست او مسلمان شدند و در جنگ صفين بهمراه او كشته شدند .
بيان : بسا مقصود از پرده خيالات فاسده و تعلقات بيهوده است كه نگذارند نفس علوم و معارف را چنانچه شايد بياموزد و حفظ كند چنانچه گذشت و منظور از نفس در اينجا يا روح بخارى حيوانى است يا نفس ناطقه انسانى و سلطنت آن بروح براى آنست كه شرط تعلق او است بتن و بدنبال او است و چون روح حيوانى نابود شود پيوند ناطقه از تن ببرد يا از آن بدرآيد ، و عكس هم محتمل است .
پس مقصود از خروج روح خروج از ظاهر اعضاء و گرايش بدرونست ، و تسلّط ناطقه بر حيوانيه روشن است چه او مدبّر تن و همه اجزاء آنست ، و اينكه فرمود به دو گذر كنند بهر دو توجيه ظاهر است زيرا براى ماندن سلطان در بدن زندگى همه نرفته ، و حواسّ درونى با ادراك بجا هستند ، و الهام فرشتهها و وسوسه ديوان هم بجايند .
13 - عياشى : از زراره كه پرسيدم از امام پنجم عليه السّلام از قول خدا « پرسندت از روح بگو : روح از امر پروردگار منست » فرمود : يعنى يكى از آفريدههاى خدا است و خدا فزايد در خلق هر چه خواهد ( تفسير عياشى ( ج 3 ص 316 ) .
بيان : ممكن است حمل اين خبر بر سؤال از روح آدمى گرچه ظاهرش جواب بفرشته يا خلقى بزرگتر از آنست چنانچه گذشت .
14 - عياشى ( . ص 317 ) از أبى بصير كه يكى از دو امام در پاسخ پرسش از همين آيه فرمود : روحى است كه در دوابّ و در مردم است ، گفتم آن
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 36
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٦