برخاست و رفت و امير المؤمنين به امام حسن عليهما السّلام گفت : دنبالش برو ببين كجا ميرود بدنبالش رفت و فرمود : چون پايش را بيرون مسجد نهاد ندانستم بكدام سر زمين خدا عزّ و جلّ رفت .
برگشتم و بامير المؤمنين عليه السّلام گزارش دادم ، فرمود : اى ابا محمّد او را شناختى ؟ گفتم : خدا و رسولش و امير المؤمنين داناترند ، فرمود : او خضر بود .
در احتجاج ( 142 ) و در محاسن ( 232 ) مانندش آمده .
بيان : « روحش وابسته بريح است » بسا مقصود روح حيوانى است و ريح تنفّس انسانى كه هواى برون را ميكشد ، يا مقصود از روح نفس انسانيست مجرد باشد يا مادى و ريح روح حيوانى كه در لطف و حركت چون باد است و در نفوذ به همه مجارى تن و هواء نفس كشيدنست ، و سخن مثلى است كه آورده چون صلوات بر محمّد و آلش وسيله قرب به خدا و آمادگى نفس است براى افاضه علوم و گويا مشاغل نفسانيه دور كن از خدا سرپوشى است بر آن و صلوات آن را بردارد و دل را روشن كند و آن را آماده فيضيابى سازد ببرگشت صورى كه داشته يا صورى كه در خزانه است .
9 - تفسير على بن ابراهيم ( 405 ) همين مضمون روايت گذشته را آورده با اختصار و اختلافى و اهم اختلافش دو جا است .
1 - در پاسخ سؤال 2 « مرديكه چيزى را فراموش كند و يادش آيد ، كسى نيست جز بر سر دلش حقه سربازيست و چون چيزى را شنود در آن افتد و چون خدا خواهد فراموشش كند آن را ببندد و چون خواهد يادش باشد آن را گشايد و اين دليل الهيّت ( الهام خ ب ) باشد .
2 - در پاسخ سؤال 3 كسى كه نوزاديش آيد اگر آب مرد بر آب زن پيشى گرفته فرزند به پدر و بعموها ماند و اگر آب زن پيشى گرفته بمادر و دائيها ماند .
بيان : « اين دليل الهيت است » يعنى ياد و فراموشى كه بدست خدا است
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 34
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٤