12 - و كف بيمويند تا بسايند و اگر مو داشتند آدمى از آنها چيزى كه برابرش بود نميفهميد .
13 - مو و ناخن جان ندارند چون درازى آنها ناگوار است و زشت ، و چيدن آنها نيكو و اگر جان داشتند چيدن آنها دردناك بود .
14 - دل چون حب صنوبر است براى آنكه سرازير است و سرش باريك تا در شش درآيد و از آن خنك شود ، تا مغز بگرمى آن به جوش نيايد .
15 - شش دو تيكه است تا دل ميان آن فرورود از حركتش باد زده شود .
16 - كبد كوژ است تا بمعده فشار آورد و بخارش را بكشد .
17 - كليه چون دانه لوبيا است براى آنكه منى از آن قطره قطره بريزد و اگر چهارگوش يا گرد بود قطره نخست جلو دومى را ميگرفت و لذتى نميداد ، زيرا منى از مهرههاى پشت به كليه ريزد و آن چون كرمى بسته و بازشود و آن را بتدريج بمثانه براند مانند بندقه از كمان .
18 - تا شدن زانو به پس است براى اينكه آدمى به پيش ميرود و بايد حركاتش معتدل باشد و اگر نه چنين بود مىافتاد .
19 - كف پا ميان تهى است چون چيزى كه سراسر روى زمين افتد سنگين شود مانند سنگ آسيا كه اگر بر كناره باشد كودكى هم آن را بجنباند و اگر برو افتد نقلش بر مرد هم دشوار است .
هندى گفت : اين دانش تو از كجا است ؟ فرمود : از پدرانم برگرفتم از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از جبرئيل از پروردگار جهانيان ، هندى گفت : راست گفتى و من گواهم جز خدا معبودى به حق نيست و باينكه محمّد رسول خداست و بنده او و باينكه تو اعلم مردم زمان خود هستى .
بيان : از كلام اهل لغت برآيد كه سن و ضرس يك معنا دارند ولى از تعبير و اخبار و جز آنها برآيد كه سن دندانهاى پيشينند و ضرس دندانهاى آخرين كه پهنند ، « ليوصل بوصوله » يعنى براى رسيدن مو بمغز روغن بدان رسد يا مقصود
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 298
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٩٨