تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
كه مضمون آن را به چشم ديده ، خوابها كه دعوت بخير و صلاح در دين باشند بايد چنين باشند چنانچه خوابهاى بد بايد از وسوسه شيطان باشند . و هر خوابى كه درست درآيد يا تعبير درستى دارد بايد همان باشد كه خدا در گوش او افكنده كه چنان بوده يا باشد براى نوعى مصلحت ، و خوابيده معتقد شده آنچه را شنيده به چشم ديده ، و در اين صورت تعبيرش درست درآيد ، و اين در آنجا است كه درست درآمدنش اتفاق نباشد زيرا برخى خوابها بطور اتفاق درست در آيند و برخى مجال اتفاق هم در آنها كم است . اگر گويند نه اينكه أبو على جبائى در سخنى از خود در باره خوابها گفته : طبائع نشود كه در آنها اثر بخشند زيرا طبايع بمذهب صحيح اثرى ندارند ، و با اين حال مىشود كه در برخى خوراكها خواب بسيار ديده شود چنانچه برخى خوراكها در بيدارى هم خيال آفرينند ، گوئيم أبو على چنين گفته و خطا گفته زيرا اثر بخشى خوراكها بحسب عادت در مذاهب صحيحه بىوابستگى به طبائع كار خدا باشد و چطور مىشود خيال باطل و اعتقاد نادرست را كار خدا دانست ؟ اما سخن از وضع بيدار خيالگر با خواب بيننده يكى است ، و نميشود تخيل نادرست كار خدا باشد نه در خواب و نه در بيدار ، و خيالگر فاسد بيخواب بايد كم خرد و بىتميز و بيهوش باشد كه چنين عقيده‌اى را برآورد چنانچه در باره خواب گفتيم . اگر گويند : چه گوئيد در خوابهاى پيغمبران ، و چه سببى دارد درستى آنها تا خوابشان را بمانند وحى كه شنوند شمردند ؟ گوئيم اخبارى كه در اين باره آمده قطعى نيستند و مايه علم نيستند و بسا كه خدا به پيغمبرى وحى كند كه خوابى كه بيند بايد بدان عمل كند ، و اعتمادش به مجرد خواب ديدن نيست و بر اين وجه عمل مىشود خواب ابراهيم در سر بريدن پسرش و اگر چنان نباشد چگونه ابراهيم دانست مامور است بسر بريدن پسر خود . اگر گويند : پس تفسير آنچه از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم رسيده كه « من رآنى فقد