تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
رآنى فان الشيطان لا يتخيل بي » چيست ؟ با اينكه ميدانيم محق و مبطل و مؤمن و كافر بسا او را در خواب بينند و هر كدام بضدّ هم از او گزارش دهند و چگونه در حقيقت او را ديده باشند ؟ گوئيم : اين يك خبر واحد ضعيف است و اضعف اخبار است و اعتماد را نشايد و بر فرض صحت مقصود از آن ديدار در بيداريست و بيان اينكه شيطان به شكل من نميشود چون كه گفته‌اند شيطان به شكل بشر درمىآيد و اين معنى به ظاهر لفظ خبر مناسب‌تر است زيرا در آن بيننده‌اى آورده و خود را ديده شده تعبير كرده با اينكه در خواب نه بيننده حقيقى هست و نه ديده شده و تنها وجود هر دو در بيداريست و اگر حمل بر خواب شود تقدير كلام اينست كه هر كه معتقد است مرا در خواب ديده گرچه در حقيقت بيننده نيست در حكم كسى است كه مرا ديده و اين خلاف ظاهر لفظ خبر است . و اينكه ما در باره خوابها گفتيم و آنها را بخش كرديم از هر چه در اين باره گفته‌اند درست‌تر است ، و آنچه در اين باره نوشتند حاصل و تحقيقى ندارد ، و اما ياوه‌هاى فلاسفه در اين باب زن فرزند مرده را بخنده آورد زيرا آنان خوابهاى درست را كه سببش را ندانستند به اطلاع نفس بعالم خودش وابسته‌اند كه در آن بعلم آينده سركشيده و لوح محفوظ را خوانده ، و آنچه در باره حقيقت نفس گفته‌اند نه مفهومى دارد و نه دليلى تا برسد به اطلاع نفس بعالم خودش ، اين اطلاع چيست ؟ عالم نفس كدام است ؟ و براى چه از اين اطلاع كائنات را بداند ؟ همه اينها مزخرف و ياوه است ، و هراس‌گوئى كه چيزى بدست ندهد . و قول صالح قبه با اينكه نادانى محض است مفهوم‌تر از قول فلاسفه است ، زيرا صالح گفته آدم خواب در حقيقت چيزى را بيند كه نديده ولى نامعقول و نامفهوم نگفته بلكه نادرست گفته كه مفهومى دارد ، و اينان چيزى گويند كه با كوشش هم مفهوم نشود ، و با انديشه معقول نگردد و فرق آنها روشن است و اما سبب انزال