تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
آخر آيه . بيان : تعرض شيطان بفاطمه عليها السّلام و خواب او كه همدوش وحى است شيطانى باشد دور از باور است ، ولى باعتبار زود بر طرف شدن و ترتب معجزه پيغمبر بر آن و سود پيوست براى مؤمنان و امت مسلمان آن را كم كند ، اين حديث مشهور است و در اصول حديث مكرّر ثبت شده و اللَّه يعلم . 54 - در بصائر : بسندش از محمّد بن فلان واقفى كه عموزاده‌اى داشتم بنام حسن بن عبد اللَّه ، زاهد بود و أعبد هم‌عصرانش ، شاه از او ديدن ميكرد : و بسا با سخنان درشت شاه استقبال مينمود تا پندش دهد و به كار خيرش وادارد و شاه براى صلاح خود تحمل ميكرد ، و پيوسته بدين حال بود تا روزى امام هفتم عليه السّلام به مسجد آمد و او را ديد و به او گفت : اى أبو علي چه دوست دارم آنچه دارى و شادم به تو جز اينكه شناسائى ندارى ، برو و شناخت بجو . گفت : قربانت شناخت كدامست ؟ فرمود برو چيزفهم شو و طلب حديث كن ، گفت : از كه فرمود : از مالك بن انس و فقهاء مدينه و سپس آن حديث را بر من عرضه كن ، و رفت با آنها هم سخن شد و آمد و همه را به آن حضرت خواند ، و او هم پوچ دانست و به او فرمود برو دنبال معرفت و آن مرد بدينش توجه داشت و پيوسته مترصد امام هفتم بود تا روزى بمزرعه خود ميرفت و آن مرد دنبالش رفت و در راه به او رسيد و گفت : قربانت من در پيشگاه خدا بر تو حجت آورم ، مرا بمعرفت رهنمائى كن ، و او ويرا از امير المؤمنين عليه السّلام گزارش داد و به او گفت : او پس از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بوده . و وضع أبي بكر و عمر را هم برايش روشن كرد و او پذيرفت . و سپس گفت : پس از امير المؤمنين عليه السّلام كيست ؟ فرمود : حسن و آنگه حسين تا به خودش رسيد و خاموش شد . گفت : قربانت امام امروز كيست ؟ فرمود : اگرت گزارش دهم ميپذيرى ؟ گفت آرى قربانت ، فرمود : او منم ، گفت : قربانت دليل چيست ؟ فرمود برو نزد