تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
به جائى برساند ، ننگرى كه بوى از آن سوى آيدت كه باد وزد و هم آواز ، و هم او پذيراى گرما و سرماى پى در هم است كه وسيله بهى جهانند ، و اين باد وزنده از او است . باد از اجسام تراود و ابر را از اينجا به آنجا براند تا سودش همگانى باشد ، ابر را در هم كند تا ببارد و از هم بگسلد تا سبك شود و نازك گردد و درخت را آبستن كند . و كشتيها را به راه برد ، و خوراكها را نرم سازد ، و آب را خنك كند و آتش را برافروزد ، و هر چه تر است خشك كند ، و خلاصه هر چه در زمين است زنده كند ، اگر باد نبود گياه پراكنده ميشد ، جاندار ميمرد ، هر چيزى داغ ميشد و تباه ميگرديد . بيان : اينكه فرموده هوا آن را مىرساند دلالت دارد بر مذهب منصور از اينكه هوا بآواز كيفيتى يابد چنانچه در جاى خود شرح آن ثبت است . در علل ( ج 2 ص 133 ) : بسندش از عزرمى كه من با امام ششم در حجر زير ناودان خانه كعبه نشسته بودم و مردى با ديگرى در گفتگو بود و بهمراه خود ميگفت به خدا تو نميدانى باد از كجا وزد ، امام ششم عليه السّلام به او گفت : تو ميدانى از كجا وزد گفت : نه ، ولى من از مردم شنيده‌ام . من به امام گفتم : باد از كجا وزد ؟ فرمود : باد زير ركن شامى زندانى است ، و چون خدا عزّ و جلّ خواهد چيزى از آن را بفرستد آن را از سمت راست برآرد و باد جنوب باشد و يا از چپ و شمال باشد ، و يا از صباء و صباء باشد و يا از ناحيه دبور و دبور باشد ، سپس فرمود نشانه‌اش اينست كه تو مىبينى هميشه اين ركن در جنبش است تابستان باشد يا زمستان شب باشد يا روز . در معاني الاخبار : بسندش آن را آورده ، و در كافى ( ج 8 ص 271 ) بسند خود مانندش آورده . بيان : بسا مقصود از زندانى بودن باد اينست كه فرشته‌هاى بادوزان هنگام وزيدن باد بالاى آن ايستند ، و شايد مقصود از جنبش آن جنبش پارچه‌اى باشد كه بر