1 - آنكه اختران بر مردم مشرق زودتر طلوع و غروب دارند تا بر مردم مغرب .
2 - هر چه به سمت شمال نزديكتر شوى قطب ظاهر سمت جدى بالاتر آيد و قطب برابرش فروتر شود و در جنوب به عكس است و براى كسانى كه ميانه اين دو سمت باشند اين اختلاف تركيب شود و نشانههاى ديگر كره بودن كه مردم خشكى و دريانشينان در آنها موافقند ، و كوههاى هر چند بلند آن را از كره بودن بيرون نبرند زيرا چون زبرى باشند كه با نرمى كره منافات دارند نه با دائرهگيرى آن .
و نعمت ديگر : همه چيزها است كه در زمين پديد شوند از معادن و گياه و جانور و آثار آسمانى و زمينى كه تفصيل آنها را جز آفريننده آنها نداند .
و ديگر اينست كه زمين تيكههاى گوناگون دارد از سست و سخت و نرم و ناهنجار كه هر كدام حاجتى بر آرند و سودى دارند كه در زمين تيكههاى كنار هم است .
و ديگر رنگهاى آنست كه كوهها هموار دارند و سپيد و سرخ و سياه .
و ديگر : شكاف بردارند كه گياه از آنها بر آيد « و زمين شكافدار » .
و ديگر : آب باران را به خود كشند « و فرود آورديم از آسمان آبى به اندازه و جا داديم آن را در زمين » .
ديگر : چشمهها و رودهاى بزرگ كه در آن روانست « و زمين را كشش داديم » .
ديگر : طبع كريم و پر بخشش زمين است كه يك دانه ستاند و هفتصد باز دهد « چون يك دانه كه هفت خوشه روياند و در هر خوشه يك صد دانه است ، 221 - البقره » » .
و ديگر : زندگى و مرگ آنست « و نشانهايست براشان زمين مرده كه آن را زنده سازيم » .
و ديگر : جانوران گوناگون « و پراكنده در آن از هر جنبندهء » « و رويانديم
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 48
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٨