تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
چون وقت حج بود ، و به ياد اين حديث آمدم و بزمزم در آمدم و از آن نوش كردم و تا صبح آسوده شدم 20 - و از همان ( ج 6 ص 142 ) از ابن عباس «
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ
» يعنى فرستاد دو دريا را « و
بَيْنَهُما بَرْزَخٌ
» يعنى پرده ميانشان بود «
لا يَبْغِيانِ
» بهم نياميختند و از او هم روايت شده كه مقصود درياى آسمان و درياى زمين است كه هر سال بهم بر خورند ، « لؤلؤ و مرجان از آنها برآيد » چون ببارد صدفها در دريا دهان گشايند و هر چه از قطره‌هاى باران در آنها فرو چكد لؤلؤ شود 21 - از على بن ابى طالب است كه مرجان لؤلؤ درشت است و از ابن عباس هم مانند آن 22 - در روايت ديگر از او مرجان لؤلؤ خرد است ( . . ص 142 ) 23 - از ابن مسعود : مرجان مهره سرخى است 24 - از عمير بن سعد كه ما نزد على عليه السّلام بوديم كنار شط فرات . و كشتى گذشت و آن حضرت اين آيه را خواند « از او است كشتيهاى برافراشته در دريا بمانند كوهها ( . . ص 163 ) 25 - در مجمع البيان ( ج 7 ص 102 ) بسندى از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله كه راستى خدا تعالى 5 نهر از بهشت فرو آورد : سيحون نهر هند ، جيحون نهر بلخ ، دجله و فرات دو نهر عراق و نيل نهر مصر . همه را از يك چشمه فرو آورد و در زمين روان كرد و سود مردم را در هر نوع زندگى در آنها نهاد كه فرمود : « و فرو آورديم از آسمان آبى به اندازه و در زمينش جا داديم و راستى با ببردن آن توانائيم » . 26 - در كافى : بسندى از يونس بن ظبيان يا معلى بن خنيس كه به امام ششم عليه السّلام گفتم : براى شما از اين نهرها چيست ؟ لبخندى زد و فرمود : راستش خدا تعالى جبرئيل را فرستاد و فرمودش با انگشت بزرگ پايش هشت نهر در زمين بكند چون سيحان و جيحان كه نهر بلخ است و خشوع نهر شاش و مهران نهر هند ، نيل مصر ، دجله و فرات ، هر آنچه آب دهند و يا از آنها سيراب شوند از ما است و هر چه از ما است