تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
4 - درياى سبز به شكل سه گوش كه از جنوب بشمال است و ضلع شرقى آن بلاد فارس است و سپس هرموز و مكران و پيوسته است بدرياى محيط شرقى و ضلع غربيش در حدود 500 فرسخ است و بر سواحل آن ولايات چين است و از اين رو آن را درياى چين ميخوانند ، و از گوشه غربى آن تا گوشه درياى فارس را درياى هند نامند چون برخى بلاد هند در كناره آنست . و از گوشه غربى آن خليج بزرگى از سمت جنوب ببسيارى از بلاد مغرب گذر كند و برابر سرزمين سودان باشد و ببلاد مصر و سودان پايان يابد و از سوى شمال ببلاد روس و جلالقه و صقالبه گذرد تا بلاد روم [ و شام ] و تنگه‌اى از شمال آن جدا شود تا سرزمين مسلمانان بلغار بنام درياى ( ورنك ) بدرازاى صد فرسخ و پهناى 33 فرسخ و چون از آن نواحى گذشت از پشت كوهها و زمينهائى كه نه راه دارند و نه سكنه بسوى مشرق كشيده شود ، و تنگه ديگر بنام درياى ( طرابزون ) ( آبسكون خ ب ) از آن جدا شود . اينها درياهاى پيوست بدرياى محيطند و آنچه بدان پيوسته نيست بزرگترشان درياى طبرستان و گيلان و باب الابواب و خزر و ابسكون است كه اين ولايات در كنارش باشند شكل آن مستطيل است از مشرق به مغرب بيش از 250 فرسخ و از جنوب بشمال در حدود 200 فرسخ است . و از عجائب درياها جانوران گوناگون در بزرگى و نوع و صنف هستند و هم جزيره‌هائى كه در آنها است كه گفته‌اند در درياى هند 1370 جزيره است كه جزيره بزرگى از آنها در پايان دريا برابر زمين هند در ناحيه مشرق است و نزد بلاد چين « سرانديب » نام دارد ، گردش 3 هزار ميل است ، در آن كوههاى بزرگ و رودهاى بسيار است و ياقوت سرخ از آن بدست آيد ، و گردش 19 جزيره آبادان است كه در آنها شهرها و آباديهاى بسياريست و از جزائر اين دريا يكى كله است كه معدن قلع است و ديگرى سريره كه معدن كافور است ، و غرائب دريا بسيار است و از اين رو گفته‌اند : از دريا بگو و باك مدار ، از يك خردمندى پرسيدند