تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
و بدان كه يكى از دو نهر را شرح نداده براى آنكه در مقام تفصيل همه نبوده چنانچه واژه ( منها ) ميفهماند ، و گفته شده چون سيحان نام دو نهر است يكى در شام و ديگرى در بصره از آن هر دو را اراده كرده ، و لفظ مشترك را براى دو معنا آورده ، و اين بعبد است و بسا كه يكى را راويان انداخته باشند ، و لفظ خبر جيحان و جيحون باشد و برخى نسخه برادران يا راويان گمان كردند يكى فزونى است و آن را انداخته ، و بنا بر اين شرح تمام است .

يك فائده . [ در بارهء درياها ]

نيشابورى در تفسير قول خدا تعالى
وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ
» گفته است : آبى كه گرد معموره زمين است و آن را درياى محيط گويند از سمت جنوب شرقى جدا از غربى چهار خليج بميان معموره زمين دارد . 1 - خليج بربرى در حدود بربر از زمين حبشه ( درياى مديترانه ) با 160 فرسخ درازا و 35 فرسخ پهنا كه در گوشه غرب آن بلاد كفار حبشه و برخى زنگيانست و بر شرق آن بلاد مسلمانان حبشه . 2 - درياى احمر به طول جنوب تا شمال 460 فرسخ و پهناى نزديك پايان 60 فرسخ ، و ميان كناره آن تا فسطاط مصر بر شرق نيل سه روز راه خشكى است و در ضلع غربيش برخى بلاد بربر و حبشه و بر ضلع شرقى آن راه مدينه پيغمبر است براى كاروانهاى مصر و حبشه تا حجاز و تا سواحل يمن و عدن بر دنباله شرقى آن . 3 - خليج فارس بدرازاى 460 فرسخ از جنوب بشمال و پهناى تقريبى 180 فرسخ و در كناره‌هاى ضلع غربيش بلاد عمان است ر از اين رو آن را درياى عمان گويند و همه ولايت عرب و تيره‌هايش از حجاز و يمن و طائف و جز آن و بيابانهاشان ميان گوشهء غربى اين دريا و شرقى درياى سرخ است و از اين رو معموره ميانشان را جزيرة العرب خوانند كه مكه زادها اللَّه شرفا - در آنست ، و سواحل شرقى آن بلاد فارس وانگه هرموز و مكرانست و سپس سواحل سند .
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 39 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى