از شيعههاى ما است و دشمن ما را از آن بهره نيست جز اينكه غصب كند و به زور ببرد .
و راستى دوست ما را سعه و فراوانى بيش است از ميان آسمان و زمين ! سپس اين آيه را خواند « بگو آن براى كسانيست كه گرويدند در زندگى دنيا » كه از آنها غصب شده « و مخصوص آنها است روز قيامت و دچار غصب نباشند » « 1 » .
توضيح : شايد لبخند امام از اينست كه سهمى را از آن آنها دانسته نه همه را و برخى اين سخن را نمونه افسانهاى دانستند براى بيان پديد شدن نهرها در زمين و بيان اينكه بقدرت خدا تعالى است ردّ بر فلاسفه كه آنها را مستند به طبيعت دانند ، در برخى نسخهها جيحون بو او است و آن در نهر بلخ درستتر است و تعبير بجيحان از اشتباه راويانست و اگر از خود امام عليه السّلام باشد اشتباه از لغويين است و شاش طبق گفته قاموس شهريست در ما وراء النهر ، و اين نهر چنانچه بيرجندى گفته است به اندازه دو سوم جيحون و سرچشمهاش در بلاد ترك در عرض 42 درجه و طول 71 درجه است و از مغرب جنوبى به خجند گذرد وانگه بفاراب و بدرياى خزر بريزد و نام خشوع در كتب لغت و جز آن برايش نيامده .
« او استقت » يعنى آنچه اين نهرها از آن آب گيرند كه درياى گرد جهانست يا درياى آسمانست از ما است و مقصود اصل و فرع نهرها است يا مقصود اينست كه آنچه از آنها آب داده شود بوسيله ابزار و چاه و هر چه هم آب بر آنها روان شود و اين اظهر است .
و در مجمع البيان ( ج 4 ص 413 ) در تفسير آيه گفته : ابن عباس گويد : يعنى مؤمنان شريك مشركانند در خوشيهاى دنيا و در آخرت خاص مؤمنان شود و مشركان را در آن بهره نباشد ( پايان ) .
هامش
( 1 ) بنا بر اين خبر هر دو عبارت آيه راجع بمؤمنانست و تعرض به حال كفار ندارد و با شركت آنها با مؤمنان در دنيا در نعمتها اشاره ندارد ولى در تفسير ابن عباس نعمت دنيا را مشترك دانسته و نعمت آخرت را مخصوص مؤمنان و روايت نظر باستحقاق دارد و تفيسر ابن عباس بدان چه شده است ( شرح مترجم ) .