تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
آفرينشت در آسمان و زمينت بر آوردى گويا كردى ، و بذكر و شكرت آگاه ساختى و بفرمانبردارى و پرستش خودت ، و آنچه رسولانت آوردند به من فهماندى ، پذيرش وسائل خوشنوديت را برايم فراهم كردى ، و در همه اينها به يارى و لطفت به من منت نهادى . و چون مرا از گزيدهء خاك آفريدى بار معبودا هر نعمتى به من دادى و بمنّ عظيم خود از انواع معاش و هر جور جامه‌ام روزى كردى ، باحسان ديرين خود ، تا چون هر نعمتى تمام كردى ، و هر نقمتى از من دور ساختى ، نادانى و دليرى من تو را مانع نشد كه بدان چه مرا به تو نزديك كند راهنمائى كنى و توفيق و تقرب خود را به من ارزانى دارى - تا آخر دعا . بيان : « مرا در اصلاب جا دادى » يعنى مايهء هستيم را در اصلاب پدرانم سپردى ، زيرا نطفه هر نوزادى در پشت پدر است ، و همه علت او هستند . . . « ميان گوشت و پوست و خون » ظاهر اينست كه تفسير ظلمات سه‌گانه نيست و بيان حال است « مرا انگشت نما نكردى » يعنى اين حالات پست جنينى مرا آشكار نكردى و نهان داشتى تا در نظر مردم خوار نشوم و پس از اينكه خلقتم درست شد و از اين احوال پست در آمدم مرا بيرون آوردى ، طفل و جنين هر دو بكودك اطلاق شوند و يكم از نظر نرمى تن او دوم از نظر كم خردى كه خدا فرموده : چگونه سخن گوئيم با بچه تو گهواره ، 29 - مريم » و اينكه گفته‌اند صبى اعم از طفل است زيرا نوزاد از شير بريده را طفل نگويند درست نيايد زيرا خدا فرموده « يا اطفالى كه بر عورت زنان آگاه نشدند ، 31 - النور » راغب گفته : صبى آنكه بالغ نشده ، خدا فرموده « چگونه سخن كنيم با كسى كه در گهواره صبى است » و گفته : طفل بچه است تا نرم تن است و بسا كه معنى جمع دهد خدا تعالى فرموده :
ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا
و فرموده « يا اطفالى كه به عورت زنان آگاه نشدند » و اطفال هم جمعش آيد ، خدا فرموده « چون اطفال شما بالغ شدند » و زن را براى نرم تنى گويند : امرأة طفله . . . « طوارق جان » گروهى