پسر يا دختر ، پروردگار جل جلاله هر كدام را خواهد فرمايد ، و گويند
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
.
سپس آن را در رحم نهند و نه روز بگردد در هر رگ و بندى و رحم سه قفل دارد يكى در بالايش نزديك ناف سمت راست و ديگرى در ميانش فروتر از رحم و پس از نه روز در قفل بالاتر نهاده شود تا سه ماه كه زن دچار ويار است و پس از آن بقفل ميانه فرود آيد و سه ماه بماند و ناف كودك در آن رگهاى بسته دارد با همه زن كه از آن رگها خوراك و نوشابه اوست ، سپس بقفل فروتر فرو شود تا سه ماه كه مىشود نه ماه زن را درد زائيدن گيرد و بهر دردى يك رگى از ناف بريده شود كه درد كشد ، و دست كودك بر ناف او است تا به زمين افتد و دستش باز شود وانگه روزى او از دهانش باشد .
بيان : جوهرى گفته : قداح تيرهاى قرعه است كه نيش ندارد و آنها را بهم زنند و قرعه برآرند كه نام بر آنها نوشته است ، و در اين تشبيه اشاره لطيفى است باينكه خوب و بد آدميزاده در هم آميختهاند تا خدا بد را از خوب جدا كند يكى از افاضل چنين گفته .
من گويم : ممكن است كلمه « قدّاح » باشد بتشديد دال يعنى سازنده تير يعنى خدا مانند او بساختن آدمى پردازد ، شايد تردد نه روز براى آميزش با مزاج مادر است و يا نطفه او كه از همه رگهاش برآيد ، و فرود بميانه و فروتر بواسطه بزرگ شدن او است نه كه همه آن فرود آيد . . .
59 - در كافى ( ص 16 ) : بسندى از زرارة بن اعين كه شنيدم امام پنجم عليه السّلام ميفرمود : چون نطفه در رحم افتد 40 روز بماند و 40 روز علقه شود ، و 40 روز مضغه ، سپس خدا دو فرشته خلاق را بفرستد و به آنها گفته شود بيافرينيد چنان كه خدا خواهد پسر يا دختر ، صورتش را بسازيد و مرگ و روزى و شقاوت و سعادت او را و پيمانى كه خدا از او در ذر گرفته ميان دو چشمش بنويسيد ، و چون ولادتش نزديك شود خدا فرشتهاى بنام « زاجر » فرستد و او را نهيب زند و