تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
و آنگه در بر مادر تو را شيرين كردم تا از تو دلتنگ نشود و آزار نكشد سپس بروده‌ها وحى كردم گشاد شويد ، و باندام كه جدا شويد ، روده‌هاى تنگ گشاد شدند و اندام در هم جدا شدند ، سپس وحى كردم بفرشتهء گماشته بر ارحام تا از شكم مادرت بر آورد ، و با يك پر از بالش تو را خلاص كرد ، تو را وارسيدم آفريده ناتوانى بودى ، نه دندانى داشتى كه ببرّد ، و نه دندان آسيا كه خورد كند ، پس برايت از سينه مادرت پستانى بر آوردم تا به تو شيرى سرد در تابستان دهد و گرم در زمستان ، و آن را از ميان پوست و گوشت و خون و رگها بدر آوردم . و مادر را به تو مهربان كردم و پدر را نوازشگر ، هر دو رنج برند و بكوشند و تو را پرورند و غذا دهند ، نخوابند تا تو را بخوابانند ، پسر آدم اينها را با تو كردم نه در عوض چيزى كه از من خواستى و نه براى اينكه نياز از من برآرى ، پسر آدم ، چون دندانت بريد ، و دندان آسيات بر آمد ، از ميوه تابستان و زمستان بموقع خود به تو ميوه دادم ، و چون دانستى كه منم پروردگارت نافرمانيم كردى ، و اكنون هم كه نافرمانيم كردى ، مرا بخوان كه نزديكم و پذيرا ، بخوان كه پر آمرزنده و مهربانم . 57 - در كافى : بسندى از يك سنى كه من با امام ششم همنشين بودم ، و به خدا مجلسى از مجلس او آبرومندتر نديديم . گويد : يك روز به من فرمود : عطسه از كجا برآيد ؟ گفتم از بينى ، فرمود : بخطاء رسيدى گفتم قربانت از كجا برآيد ؟ فرمود : همه تن چنانچه نطفه هم از همه تن برآيد و از احليل بدرايد وانگه ميبينى كه وقتى كسى عطسه زند همه اندامش بلرزد ، هر كس عطسه زند تا 7 روز از مرگ در امانست . 58 - در كافى ( ج 6 ص 15 - ) : بسندى از ابى حمزه كه از ابى جعفر عليه السّلام پرسيدم از خلق فرمود : چون خدا خلق را آفريد مانند تيرهاى قرعه آن را سرازير كرد ، و مسلمان را بر آورد و سعادتمند نمود ، و كافر را شقى ساخت ، و چون نطفه بجا افتد فرشته‌ها بدان برخورند و آن را صورتگرى كنند و گويند : پروردگارا