به او آموخته و بيان علو قدر و اختصاص او بدانشى كه خاص او كرده نه آنها ، و به اين جواب چسبيدند كه « منزهى تو پروردگار ما ندانيم جز آنچه تو بما آموختى 32 - البقره » .
سپس خدا عزّ و جلّ آدم را معلم فرشتهها ساخت كه فرمودش آنها را آگاه كن زيرا همين معنى آموختن است و اين امر تكليفى بود و طاعت و عصيان داشت و فرشتهها هم مكلف شدند گوش دهند و بفهمند .
و هر كه معتقد است كه شاگرد برتر از استاد است و شناسا برتر از شناسنده وارونه حكمت خدا عزّ و جلّ گفته و نظم او را بر هم زده و بنا بر عقيده او بايد زمين كه مركز است بالاتر از جسم نامى باشد كه روى آن است و خدا با نيروى نموش بر آن برترى داده و جسم نامى بالاتر از جاندار باشد كه خدايش به زندگى و نمو و جان برترى داده و جانوران زبان بسته كه تكليف ندارد و امر و نهى ندارد بالاتر و برتر از جاندار گويا و خردمند باشد كه مكلف است ، و زنده حجتپذير بالاتر باشد از آنكه حجت خدا عزّ و جلّ است و شاگرد بالاتر باشد از استاد .
و خدا آدم را بر همه خلق خود از روحانى و جسمانى حجت و پيشوا نمود جز حجتهاى نخست چه كه از حبيب بن مظاهر اسدى - بيض اللَّه وجهه - روايت است كه بحسين بن على عليه السّلام گفت : شما پيش از آنكه خدا عزّ و جلّ آدم را بيافريند چه وضعى داشتيد فرمود : نمونههاى نورانى بوديم و گرد عرش رحمان در گردش ، و بفرشتهها تسبيح و تهليل و سپاس گوئى ياد ميداديم ، و اين تاويل دقيقى دارد كه اينجا شرح آن نسزد و در جاى ديگر بيانش كرديم .
آنان كه فرشتهها را برتر دانند گويند : مدار فضيلت خلق چه روحانى و چه جسمانى به نزديكى با خداست و برترى و والائى بدانست ، خدا فرشتهها را چنان ستوده كه ديگران را نستوده ، و آنها را بحسن فرمانبرى وصف كرده كه فرموده : « نافرمانى نكنند بهر چه آنها را فرمايد و انجام دهند آنچه فرمان يابند ، 6 - التحريم » و آنها را در ملكوت اعلى جا داد و بر يگانگى او براهين بيشتر دارند و ادله فراوانتر و بنا
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٥