تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
و
خَلَقَ الْأَزْواجَ كُلَّها
يعنى هر نوع و صنفى را از گياه و درخت و از خودشان كه نر و ماده‌اند ، « و هم آنچه را ندانند » از انواع جانوران كه خداشان بر آن آگاه نكرده ، تاويل ديگرى هم در روايت على بن ابراهيم بيايد . « از گل چسبنده » كه بهم چسبد و على بن ابراهيم گفته : بدست چسبيد « سپس از او ساخت جفتش را » يعنى از عضو او يا از گل او يا از نوع او يا براى بهره بردن او . « و زيبا صورت بندى كرد شما را » باقامت راست ، چهره روشن ، تناسب اندام و نقشه تا آماده هنر و كسب كمالات باشد . «
عَلَّمَهُ الْبَيانَ
» گفته‌اند : اشاره است باينكه بسخن گوئى آدمى را از ديگر جانوران ممتاز كرده ، و آن تعبير از راز درونست و فهماندن به ديگران آنچه را از وحى دريافته و شناساندن حق و ياد دادن شرع و در تفسير على بن ابراهيم است : بسندى از امام رضا عليه السّلام كه در تفسير
الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ
، فرمود : خدا قرآن را بمحمد آموخت . گفتم :
خَلَقَ الْإِنْسانَ
يعنى چه ؟ فرمود مقصود امير المؤمنين است گفتم : «
عَلَّمَهُ الْبَيانَ
» فرمود : شرح هر چه مردم نياز دارند به او ياد داد - الخبر )
مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ
گفته‌اند : صلصال گل خشكى است كه بنك ميدهد و فخار سفال است و خدا آدم را از خاكى كه گلش كرد و خرّه سالخورده‌اش نمود و آن را خشكيده كرد آفريد و مخالفتى با اينكه فرمود « از خاك » و مانندش ندارد . « برخى شما كافريد » يعنى كافر ميشويد يا در علم خدا كافريد و در كافى ( ج 1 ص 413 ) است و در تفسير قمى ( 682 ) كه امام صادق عليه السّلام را پرسيدند از تفسير اين آيه فرمود : ميدانست خدا ايمان آنها را بولايت ما و كفرشان را براى ترك آن روزى كه پيمان از آنها گرفت در پشت آدم و ذر بودند
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ
يعنى در رنج و سختى چه كه او دچار مصائب دنيا و سختيهاى آخرت است . و على بن ابراهيم در ( 725 ) گفته : يعنى واداشته و بيايد تفسير آن در خبرى كه او در شكم مادر بر پا است « نداديمش دو چشم ؟ » كه بدانها ببيند و زبانى كه با آنها راز دل گويد و دو لب كه دهان خود را پوشد و در گفتن و خوردن و نوشيدن از آنها