براى برترى مكلفى بر ديگرى دليل عقلى قطعى نيست ، زيرا مقصود از برترى در اينجا استحقاق ثواب بيشتر است و آن را از ظاهر طاعت نتوان فهميد زيرا دو طاعت در ظاهر برابر بسا در ثواب به اندازه فزونى نابرابر باشند و بايد بدليل سمعى قطعى چسبيد و در قرآن و حديث چنين دليلى نيست و ما بيان كنيم آيهء كه دليل برترى انبياء بفرشتهها دانستند ممكن است دليل بر ترتيبي در فضل باشد كه ذكر كنيم .
و دليل قطعى به برترى انبياء بفرشتهها همان اجماع اماميه است كه در اين باره خلافى ندارند و بلكه پا فراتر نهاده و ائمه عليه السّلام را هم برتر از همه فرشتهها دانند ، و اجماعشان حجت است زيرا معصوم در ميان آنها است ، و در بسيارى از كتب خود كيفيت استدلال به اين روش را بيان كرديم و شرح داديم كه با غيبت امام از چه راهى قطع بعقيده او بدست آيد و هر اعتراضى را هم جواب گفتيم و در اينجا نبايد بشرح آن پردازيم .
و ممكن است دليل بر آن آورد از اينكه خدا همه فرشتهها را فرمود : تا بر آدم سجدهكننده و اين فرمان مقتضى بزرگداشت و تقديم و احترام داريست و چون تعظيم و تقديم مفضول بر فاضل روانيست بدانيم كه آدم عليه السّلام برتر از فرشتهها است و هر كه او را افضل از همه فرشتهها داند معتقد است كه همه انبياء برترند از همه فرشتهها و كسى تفضيل ميان آن دو نداده .
اگر گفته شود : از كجا فرمان سجده براى تعظيم و تقديم آدم بوده ؟
گوئيم بعبادت گرفتن آنها به سجده بر او براى اين بوده كه قبله آنها باشد بىتعظيم و تقديم او يا براى تقديم و تعظيم او كه ما گفتيم اگر بر وجه يكم باشد نبايد ابليس از سجده خوددارى كند و كبر ورزد و گويد « آيا اينست كه بر منش گرامى داشتى ؟ ، 62 - اسرى » و بگويد « من به از اويم ، مرا از آتش آفريدى و او را از گل ، 11 - الاعراف ) و همه قرآن گوياست كه امتناع او از سجده براى اعتقاد به برترى دادن و تكريم آدم بوده و اگر چنين نبود بايد خدا به او اعلام كرده باشد كه در اين سجده تفضيل و تكريمى براى آدم نيست ، و چگونه در آنچه گفتيم ترديدى آيد با اينكه هر پيغمبرى خواسته آدم عليه السّلام را بزرگ شمارد و او را بفخر و شرف ستايد سجود
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 263
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦٣