و معلوم است كه سنگ بيجانست و فهم ندارد تا بترسد يا اميدوار شود و همانا مقصود بزرگ شمردن گناه نافرمانى خدا است و آنكه بايد بنده چگونه از خدا بترسد .
و همين بيان را دارد در موضوع ديگر كه فرموده « و اگر قرآن را بكوهها برّند الآية - 13 - الرعد » كه با اين مثل جلالت قدر و علوّ شان قرآن را بيان كرده كه اگر سخن اين اثر را داشت بايد قرآن داشته باشد كه بالاتر از هر سخنى است .
و گفتهاند : مقصود از
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ
پيشنهاد امانت بر اهل آسمانها و اهل زمين و اهل كوهها است و عرب از اهل محل بذكر محل گزارش ميدهند و مردم را بنام محلّ ميخوانند چنانچه خدا فرموده « بپرس از قريهاى كه در آن بوديم و از كاروان ، 83 - يوسف » و مقصود پرسش از اهل قريه و اهل كاروانست .
و پيشنهاد بر اهل آسمانها و اهل زمين و اهل كوهها پيش از خلق آدم بوده و آنها را مخير كردند ميان تكليف كه بآدم و فرزندانش شد و آنها از تقصير ترسيدند و پس كشيدند و معاف شدند و آدمى آن را پذيرفت و در باره آن تقصير كرد . و آيه راجع بامانت مردم نيست كه سائل گمان كرده بلكه راجع به تكليف است چنانچه ما شرح داديم .
و گروهى از اصحاب حديث را كه معتقد بامامتند جوابيست كه بدان چسبيدند از نظر اخبار كه گفتند مقصود از امانت ولايت امير المؤمنين عليه السّلام است كه پيش از آفرينش آدم بر آسمانها و زمين و كوهها پيشنهاد شد كه با شرائطش آن را بياورند و از حمل آن خوددارى كردند تا مبادا تضييع كنند حق آن را و مردم آن را به گردن گرفتند و بيشتر آنها حق آن را اداء نكردند - پايان - « تا عذاب كند خدا منافقان را » علت حمل نابجا است : و ذكر توبه مشعر است كه چون بطبع خود ستمكار و نادانند دچار تقصير ميشوند و خدا غفور است و رحيم كه توبهپذير است و ثواب طاعت را ميدهد .