چنانچه عرب گويند از منزل پرسيدم و به خانه خطاب كردم و جواب نداند و اين زبان حال است و گوئيم فلانى دروغى گفت . كه كوه نتواند كشيد ، و خدا هم فرموده « گفت بدان و زمين بيائيد بدلخواه يا ناخواه گفتند آمديم بدلخواه » و خطاب با آنكه نفهمند درست نيست و بنا بر اين معنى امانت دلائلى است كه خدا عزّ و جلّ در آسمانها و زمين و كوهها سپرده و بر يگانگى و پروردگارى خود و آنها پديدار كردند و آدم كافر نهانش داشت و منكرش شد چون ستم كار است .
و بدين معنا برگردد آنچه گفته شده كه مقصود از امانت طاعت است زيرا طاعت اعم از طبيعى و اختياريست و مقصود از عرض در خواست كه چه طلب فعل باشد چه اراده صدور از ديگرى و مراد از حمل خيانت است و نپرداختن كه گويند امانت را به گردن گرفت يعنى آن را نپرداخت و اباء انجام وظيفهايست كه از او بايد و ظلم و نادانى براى خيانت و تقصير است .
5 - گفتهاند : خدا تعالى چون اين اجرام را آفريد فهمى بدانها داد و به آنها فرمود ، من واجبى مقرر كردم و براى هر كه فرمانم برد بهشتى آفريدم و براى هر كه نافرمانى كند دوزخى ، گفتند مسخريم براى هدف آفرينش خود ولى واجبى به گردن نگيريم و نه ثوابى خواهيم و نه كيفرى ، و چون خدا آدم ( ع ) را آفريد همانا بوى پيشنهاد كرد و او پذيرفت و به خود ستم كرد در پذيرش رنج طاعت و نادان بود بسر انجامش 6 - گفتهاند مقصود از امانت عقل است و تكليف كه بآمادگى آنها سنجيده شد و لياقت آن را نداشتند و آدمى كه لياقت آن را داشت آن را پذيرفت ولى بر اثر نيروى شهوت و خشم خود ستمكار و نادان بود و بنا بر اين توان آن را سبب تحمل آن آورد زيرا از فائده عقل است كه مسلط بر آن دو نيرو باشد و آنها را از تعدى و تجاوز نگهدارد ، و عمده هدف تكليف تعديل آنها و شكستن شورش آنها است .
7 - مقصود از امانت پرداخت امانت است ضد خيانت يا قبول امانت و باقى آيه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 256
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٦