فرشته برتر است يا بشر و مقصود اينست كه جوهر بسيط قدسى محض برتر است از بشر كه هر دو نيرو را دارد ؛ و اين بحث ديگر است .
8 - موجود يا ازلى و ابديست را آن خداست و بس يا نه ازلى و نه ابدى و آن عالم دنيا است و هر چه در آنست از معدن و گياه و جانور و اين پستتر اقسام است يا ازلى است نه ابدى و اين نشد نيست زيرا هر چه قدمش بايد عدمش نشايد و يا ازلى نيست ولى ابديست و آن آدمى است و فرشته و شك ندارد كه اين قسم به از قسم دوم و سوم است و بايد آدمى از بيشتر آفريدهها برتر باشد .
9 - عالم بالا اشرف از عالم پائين است و جان انسان از جنس ارواح بالا و جواهر قدسى است و از عالم پائين چيزى نيست كه از عالم بالا باشد جز آدمى و بايد آدمى اشرف موجودات عالم پائين باشد .
10 - اشرف موجودات خداست و هر موجودى به دو نزديك است اشرف است و نزديكتر موجودات اين جهان به خدا آدمى است زيرا دلش بنور معرفت او روشن است و زبانش بذكر او شرفياب و اندام و اعضايش بفرمانبرى او ارجمند و بايد اشرف موجودات اين عالم فرود آدمى باشد ، و چون آدمى خود ممكن است و جز بايجاد واجب الوجود خودى و چيزى ندارد ثابت شود كه هر چه درجه و وصف شريف دارد از خدا دارد و احسان او است و از اين رو فرمايد
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
.
و از كمال كرامتش اينست كه چون آدمى را آفريد خود را اكرم ناميد و فرمود « بخوان بنام پروردگارت كه آفريد ، آفريد آدمى را از خون بسته ، بخوان سوگند بپروردگارت كه كريمتر است ، آنكه بقلم آموخت » و خود را بتكريم وصف كرد كه فرمود
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
و كريم خواند در دنبال احوال آدمى و فرمود « ايا اى آدمى چهات فريفت بپروردگار كريمت » اين دليل است كه كرم خدا تعالى و تفصيل و احسانش بآدمى نهايت ندارد .
11 - برخى گفته : مقصود از اين تكريم اينست كه خدا آدم را بدست خود آفريد و ديگران را بفرمان خود و آنكه بدست خدا آفريده شده عنايت