مىشود پيدا سراسر گنج من جز اينكه من * بينم آنها سر بسر در خون و ماتم اندر است
گفتهام را رمز آوردم بر اين يك تيكه سنگ * كان فنا و من فنا و آنگه نبودم در بر است
در اينجا بود كه ابن طولون گفت : اين كاريست كه كسى را چاره آن نيست جز قائم آل محمّد عليه السّلام را و آن تخته سنگ در گاهى را چنانچه بود بجاى خود بر گرداندند .
سپس يك سال بعد طاهر خادم ابن طولون او را در مستى بر بستر خود كشت و از آن روز خبر اهرام و كسى كه آنها را ساخته است دانسته شد و اين درست گزارشى است در باره نيل و اهرام .
بيان : اسوان : شهريست در صعيد مصر هرمان دو ساختمانند از ديرين كه ادريس براى نگهدارى نوشتههاى علم از طوفان آنها را ساخته و برخى آنها را از سنان بن مشلشل دانند يا از قدماء كه از روى ستارهشناسى طوفان را دانسته بودند و در آنها است كتب طب و طلسم و در آنجا اهرام كوچكى هم باشند - پايان - سخن قاموس . ابو ريحان بيرونى در كتاب آثار باقيه گفته : پارسيان و همه گبرها طوفان را يكسره منكرند و معتقدند شاهى از زمان « كيومرث گل شاه » كه آدم نخست است نزد آنها پيوسته بوده است و هند و چين و اصنافى از ملل مشرق در اين انكار با آنها موافقند برخى پارسيان بدان معترفند ولى نه به شرحى كه در كتب انبياء است .
و گفتهاند طوفانى جزئى در شام و مغرب در زمان طهمورث پديد شده و سراسر معموره را نگرفته و جز امتهاى اندكى را غرق نكرده و از گردنه حلوان گذر نكرده و بكشورهاى مشرق نرسيده و گفتهاند : مردم مغرب پيرو بيمي كه حكماء آنها از طوفان دادند ساختمانها محكم ساختند چون اهرام مصر و گفتند : اگر آفت از آسمان آيد درون آنها رويم و اگر از زمين بر امد بدانها برآئيم ، و معتقدند كه آثار آب طوفان