تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
چون ابزار نبرد از آن بر گرفته شوند ، و در آن سودهاى كلانست چون صنعت زره‌سازى و بعلاوه مصالح عالم اصلى باشند . و فرعى و اصول آنها چهار است زراعت و بافندگى و ساختمان خانه و سلطنت چون آدمى ناچار است از خوراك و جامه و خانه نشيمن و در طبع خود اجتماعى است و تنها زندگى نتواند و بايد گروهى گرد هم باشند تا هر كدام كارى كنند مخصوص و با هم مبادله كنند و زندگى آنها فراهم شود و براى نظم اجتماع كه خود مزاحمت آرد شخصى بايد كه جلو آنها را از زيان بهم بگيرد و آن سلطانست . و ثابت شد كه مصلحت جهانى جز به اين چهار فراهم نشود و زراعت براى شخم زمين و كندن چاه نياز بآهن دارد و پس از رسيدن دانه‌ها براى درو و پاك كردن هم نياز بآهن دارند ، و براى پخت نان هم آتش بايد و آن هم بايد بآتشگيره آهنى باشد كه چخماق است . و ميوه‌ها را بايد پاك كرد و برش زد تا بتوان خورد و باز هم آهن لازم است و ابزار بافت و دوخت و برش هم آهن ميخواهند و طلا نياز بر آور نيست و اگر در جهان نبود خللى بمصلحت زندگى نميرسيد و اگر آهن نبود مصالح زندگى همه مختل بودند و چون نياز بآهن بيش است خداوندش به آسانى در دست‌رس نهاده و فراوانش كرده و چون نياز به طلا اندك است كميابش ساخته . و در اينجا است كه اثر جود و رحمت خدا بر بنده‌هايش روشن گردد ، زيرا هر چه بدان نياز بيشتر دارند يافتن آن را آسانتر كرده و از اين رو يكى از حكماء گفته نياز برآورترين هر چيز هواء است كه اگر يك لحظه بدل نرسد كشنده باشد و خدا يافت آن را از همه چيز آسانتر ساخته و ابزار دم زدن و مكيدن هوا را آماده نموده تا آنجا كه آدمى پيوسته بطبع خود نفس كشد و رنجى در آن نبرد . و پس از هوا آبست كه نياز بدان كمتر است و تحصيل آن اندكى از هواء سخت‌تر است و پس از آب خوراك است و چون نياز بخوراك كمتر از آبست تحصيل آن دشوارتر است و خوراكها هم درجاتى دارند و هر درجه كه نياز بدان بيشتر است