شويد با داود .
و پايه اين گفتار بر اينست كه كوه زندگىپذير نيست و آن ممنوع است ، و بر اينكه سخن كار خدا شود و اين هم ممنوع است ، و اما سخن گفتن پرنده مانعى ندارد ولى مورد اتفاق امت اسلام است كه تكليف مخصوص پرى و آدمى و فرشته است و نميشود پرنده داراى خردى شود كه تكليف پذير گردد بلكه چون كودك است كه فرمانش دهند گر چه مكلف نباشد ، و معجزه بودن سخن پرنده از اين راه است كه بمقام كودك فرمان پذير رسيده و نيز از نظر دلالت آن بر قدرت خدا و تنزيه خدا از آنچه او را نشايد و گفتار در آن گفتار در باره كوهها است - پايان -
وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَكُمْ
يعنى به او زره ساختن آموختيم ، قتاده گفته : نخست كس كه زره ساخت داود بود و پيش از آن تخته آهن به كار ميبردند ، و خدا آهن را در دست او چون خمير نرم كرد و او آن را رشته كرد و حلقه نمود و زرهى سبك و نفوذ ناپذير از آن بر آورد . . .
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ
بسا كه مقصود از سجود نهايت خضوع و انقياديست كه از چيزى بر آيد ، از جماد و جانور زبان بسته نهايت فرمان پذيريست كه در خور آنها است ، و همچنين فرشتهها و بندههاى خوب ، و اما كفار و نابكاران نهايت انقياد را نشان ندادند و خدا آنها را خارج كرد و فرمود :
« و بسيارى مردم » زيرا گرچه از نظر تكون منقادند در اوامر تكليف فرمانبر نيند و سجود يك معناى كلى دارد و استعمال لفظ مشترك در دو معنى نشده چنانچه سابق دانستى .
رازى در ( ج 23 ص 20 ) تفسيرش گفته : رؤيت اينجا بمعنى دانش است و در سجود چند وجه است .
1 - زجاج گفته : بهترين وجه در سجود اين امور اينست كه فرمان پذيرند از خدا مانند اينكه فرموده « گفت به آنها و به زمين بيائيد بدلخواه يا ناخواه - الآية - « اينكه بگوئيم باش و مىباشد »