است سر آغاز ، 42 - النجم ) و چنانچه امكان لازمه ممكن است در حال حدوث و بقاء نياز بواجب هم در هر دو هست و اين نياز ذاتى بسته بماهيت دلالتش بر خضوع و زبونى بيش از نهادن پيشانى است بر زمين ، زيرا اين نشانى ساختگى است براى نيازمندى و راست و دروغ دارد اما آن نياز ذاتى تغيير پذير نيست .
پس همه ممكنات بدين معنا براى خدا هميشه در سجدهاند و خوارند و زبان نياز بآفرينش او دارند و بدين معنا تأويل شده قول خدا « و نيست چيزى جز اينكه تسبيح گويد به حمد او » و اين گفته قفّال است . قول سوّم اينست كه سجود اين اشياء سجود سايه آنها است كه فرموده « باز ميگردد سايههايش - الآية - » اينست قول مجاهد .
«
أَوِّبِي مَعَهُ
- باز گرديد به او » بيضاوى در ( ج 2 ص 285 ) تفسيرش گفته : يعنى باز گرد بهمراه او در تسبيح گفتن بر گناه يا ناليدن ، و اين يا بخلق آوازيست چون آواز او يا به وادار كردن او است بتسبيح پس از انديشه در آن ، يا مقصود اينست كه با او بگرد هر جا كه گرديد . « و نرم كرديم برايش آهن را » بمانند شمع كه هر گونه خواهد آن را بگرداند بىداغ كردن و ابزار « چشمه قطر » مس آب كرده كه از معدنش براى او روان شد و بمانند چشمه از آن جوشيد و براى همين آن را چشمه خوانده و آن در يمن بوده .
« خداست كه نگهدارد آسمانها و زمين را تا از جا در نروند » چون ممكن در بقاء هم نگهبان ميخواهد « و اگر از جا بدر روند كسى پس از وى آنها را نگهدارد راستى كه خدا بردبار و آمرزنده است » كه آنها را نگهداشته و گر نه سزد كه از بد رفتارى بندهها از هم بپاشند .
« در آن بأس شديد است » زيرا ابزار نبرد از آنست « و سودها براى مردم دارد » چون ابزار هر صنعت از آنست « تا بداند خدا كه يارى كند او را و رسولانش را » با به كار زدن اسلحه و جهاد با كفار . . .
رازى در ( ج 29 ص 342 ) تفسيرش گفته : در آهن ناهنجارى سختى است