بلندتر است و در برجهاى جنوبى شب بلندتر است ، و هر چه عرض بلد بيشتر باشد تفاوت ميان شب و روز بيشتر است .
و هر مدارى كه به اندازه ارتفاع قطب از افق دور باشد خودش و هر چه درون آنست تا بقطب شمال از اختران و مدارها ابدى الظهور است و نظيرش از طرف جنوب ابدى الخفاء اينها اوضاع مشترك ميان پنج بخشند .
و اما وضع مخصوص ببخش يك كه عرضش كمتر از ميل كلى است اينست كه هر مدارى دور تر از معدل است به اندازه عرض بلد منطقة البروج را در دو نقطه كه بعد برابر دارند از محل انقلاب قطع مىكند و چون خورشيد بدان نقطه رسد در نيم روزش سايه نباشد و چون خورشيد پس از آن باشد در سمت قطب ظاهر سايه به سمت قطب نهان افتد در نيم روز و چون در قوس ديگر باشد سايه نيم روز به سمت قطب ظاهر افتد .
و نقصان ارتفاع خورشيد دو نهايت دارد يكى در جهت قطب ظاهر كه بيشتر است و دوم در جهت قطب خفى كه كمتر است ، و فصلهاى سال در اين آفاق برابر نيستند بلكه چون دو نقطه نامبرده بهم نزديك باشند مانند عرض 22 درجه تابستان از فصلهاى ديگر درازتر گردد براى اينكه خورشيد دو بار با فاصله كم بالاى سر آنها رسد و گرما كم نشود ، و بسا كه از چهار فصل بيشتر باشد در صورتى كه دو نقطه مذكوره دور باشند ولى مانند هم نباشند براى اختلاف نهايت دورى خورشيد از بالاى سر در دو جهت بخلاف خط استواء كه دورى آن برابر است .
و اما در بخش دوم كه عرض برابر ميل كلى است مدار انقلابى كه سوى قطب ظاهر است به سمت سر گذرد و مدار انقلاب ديگر بسوى پا و ارتفاع خورشيد يك نهايت بيش ندارد و در جانب كم شدن و در فزودن تا نود درجه ميرسد و هميشه سايه نيم روز بسوى قطب ظاهر است مگر در يك روز كه خورشيد در نقطه انقلاب بالا سر است كه در آن سايه نيست .
و يكى از دو قطب فلك البروج هميشه ظاهر است و قطب برابرش هميشه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 121
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢١