يكم : آميخته به آتش كه دودهاى برآمده از زير بدان متلاشى شوند و ستارههاى دنباله دار و نيازك و ستونهاى سوزان و جز آن در آن پديد شوند .
دوم : هواء پاك و نزديك بدان كه دودهاى لطيف در آن نابود شوند و شهابها در آن پديد گردند .
سوم : هواء سرد بواسطه بخار كه پرتو منعكس از زمين بدان نرسد .
چهارم : هواء در هم مجاور سطح زمين و آب كه بر اثر انعكاس پرتو خورشيد گرم شده .
پس از آن كره آب كه ناتمام است و به 4 / 3 زمين تقريبا احاطه دارد ، زيرا آن كره زمين است كه 4 / 3 آن را آب فرا گرفته و تهى نيست ، آب به شكل كره ميان تهى كه تيكه شده و زمين بدرون آنست و اكنون آب و زمين با هم يك كره را مينمايند ، آب يك طبقه است كه درياى محيط به زمين است و خالص نيست چون پرتو خورشيد در آن نفوذ كرده و اجزاء زمين هم بدان آميخته ، و امتيازات چندانى در تيكههاى آن نيست كه طبقه بندى شود و زمين در اين ميانه ساكن است بوضعى كه مركز آن منطبق با مركز جهانست .
اينست مشهور ميان فلاسفه ، و برخى قدماى آنان گفتهاند زمين بدور خود از مشرق به مغرب ميچرخد و طلوع و غروب كواكب بواسطه آنست نه حركت فلك و اين قول نزد فلاسفه سست و متروك است ( ولى اكنون معتبر و مشهور است و بوسائل علمى معلوم است ( شرح مترجم ) .
زمين را سه طبقه است .
يكم : خالص در گرد مركز .
دوم : گل مجاور آب .
سوم : طبقه بيرون از آب كه بخار و دود در آن حبس شوند و معادن و گياهان و جانوران در آن پديد گردند ، و بدشتها و كوهها پخش شود كه آن را ربع مسكون گويند و بهفت اقليم تقسيم شده ولى چرا از آب بيرون افتاده ؟ گفتهاند : براى اينكه
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 331
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٣١