و أهل سنت روا دارند كه جادوگر در هوا بپرد و آدم را به صورت خر درآورد و خر را به صورت آدم جز اينكه گويند خالق همه اين چيزها خدا است هنگام ورد خواندن جادوگر نه اينكه فلك يا اختر مؤثر باشد ، و اما فلاسفه و منجمين و صابئه همان را گويند كه بيانش گذشت .
و اصحاب ما در ردّ قول صابئه دليل آرند كه عالم پديد شده است و بايد آفرينندهاش قادر باشد زيرا مقدور او بايد ممكن باشد و امكان در همه ممكنات يكسانست و همه ممكنات مقدور خدايند و اگر يكى از آنها سبب ديگرى داشته باشد لازم آيد كه مقدور خدا نباشد و اين مستلزم عجز خدا است و آن محال است و ثابت شد كه وقوع هر ممكنى جز بقدرت خدا محال است و بنا بر اين عقيده صابئه باطل است .
گفتهاند چون اين نوع ثابت شد گوئيم وقوع اين خوارق عادت مانعى ندارد كه خدا را عادت باشد هنگام جادوى جادوگران چيزى آفريند ، و بر وقوعش دليل آوردهاند از قرآن به اين آيه كه « نبودند زيان رسان بدان هيچ كس جز بفرمان خدا » و استثناء دليل است بر حصول أثر بسبب آن .
[ اخبار ]
و از اخبار .
1 - روايت شده كه پيغمبر را جادو كردند ، و در او اثر كرد تا فرمود :
بنظرم آيد كه چيزى را گفتم و كردم با اينكه نه گفتمش ، و نه انجامش دادم ، و روايت است كه زنى يهودى او را جادو كرد و طلسم را زير سنگ چاه نهاد ، و چون آن را درآوردند ، اين عارضه از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم بر طرف شد ، و معوّذتين بسبب آن نازل شدند .
2 - زنى نزد عائشه آمد ، به او گفت من جادوگرم ، آيا توبه دارم ، پرسيدش جادويت چيست ؟ گفت : رفتم در بابل هاروت و ماروت تا جادو آموزم به من گفتند اى كنيز خدا عذاب آخرت را به كار دنيا براى خود مخر ، و نپذيرفتم ، به من گفتند : برو و بر اين خاكستر بشاش ، رفتم بشاشم و با خود فكر كردم كه نميكنم