ديگر چهرهاش از آن بزرگتر است نبيند ، بسا قصدش اينست كه صفحه آينه را بررسى كند و آنچه در آينه منعكس است در نيابد .
چون اين مقدمهها را دانستى برايت آسانست كه بفهمى اين نوع جادو چيست و شعبده باز استاد ، كارى كند كه حاضران را سرگرم سازد و چشم آنها را بگيرد ، و چون خوب آنها را فريفت و چشم آنها را به خود دوخت شتابانه كارى ديگر كند كه بر آنها نهان ماند ، و به كار يكم آنها را سرگرم كرده و دومى را شتابانه انجام داده و چيزى بر آنها پديد گردد كه بر خلاف انتظار آنها است ، و از آن در شگفت مانند ، و اگر خاموش باشد و سخن دلفريبى نگويد كه حاضران را سرگرم نمايد بضدّ آنچه خواهد كرد ، بينندهها همه كارهايش را بفهمند و تعجبى نكنند .
و اين معنى سخن آنها است كه شعبده باز چشم بند است يعنى ديدهها را بجز آن كارى كه قصد دارد ميكشاند ، و هر چه چشم و دل آنها را بهتر ببرد كارش استادانهتر است ، و هر چه ديد را پريشانتر كند كار او را بهتر سازد چنانچه شعبدهباز در يك جاى درخشان باشد و ديده را خيره كند ، يا در تاريكى باشد ، و رنگهاى روشن تند هم چشم را ميزنند و رنگهاى سياه را ديده خوب تشخيص نميدهد ، اين كليات سخن است در باره اين نوع سحر .
نوع پنجم از سحر [ تركيب ابزارى به نسبت هندسى ]
كارهائيست كه ناشى شوند از تركيب ابزارى به نسبت هندسى يا به خيال انگيزى ، چون دو سوارى كه با يك ديگر ميجنگند ، يا سوارى كه بوقى بدست دارد بر پشت اسبى و در هر ساعت از روز بوق مىزند بىآنكه كسى دست به او زند و چون صورتها كه نقاشان روم و هند بكشند و بسازند و بيننده آنها را با آدمى زنده فرق نگذارد : و آنها را در حال خنده و يا گريه ميسازند ، تا آنجا كه خنده