نباشد گوئيم فرق اينست كه كار آدمى بيك راهى روشن مىشود و اگر بر جن روا باشد كه بتقليد از خط سليمان در كتب او دست برند راه فهميدن ندارد و مايه طعن بر همه اديان است .
4 - «
عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ
» از ابن جريج است كه يعنى در ملك سليمان و گفتهاند : در عهد سليمان و بهتر اينست كه مقصود از آنچه را ميخواندند شياطين افتراء بر ملك سليمان است باشد ، زيرا آنها كتب جادو را ميخواندند و ميگفتند سليمان بوسيله اين علم اين شاهى را بدست آورد . و خواندن آنها اين كتب را چون دروغ بستن بملك سليمان بود و اللَّه أعلم .
5 - در معنى ملك سليمان اختلاف است ، قاضى گفته : مقصود نبوّتست و يا شامل آنست و كتابى كه بر او نازل شده و شريعتى كه براى او آمده و بدين وجه درست آيد كه چون آن مردم صحيفه جادوگرى را كه زير تخت سليمان نهان كرده بودند و درآوردند و اشتباه كارى كردند كه از او است بملك او دروغ بستند ، و درستتر نزد من اينست كه چون ميگفتند سليمان بجادوگرى اين پادشاهى را بدست آورده بر ملك سليمان دروغ بستند ، و اللَّه أعلم .
6 - سبب اينكه جادو را بسليمان بستند وجوهى است :
يكم : براى بزرگداشت آن و تشويق مردم به دو آن را از سليمان دانستند .
دوم : يهود بنبوت سليمان معترف نبودند و ميگفتند پادشاهى او بر اثر جادو است .
سوم : چون خدا جن را براى سليمان مسخر كرد و با آنها درآميخت رموز عجيبى از آنها دريافت و گمان شد كه وى جادو هم از آنها آموخته و اما اينكه فرمود « و كافر نشد سليمان » براى تبرئه او بود از كفر و اين دليل است كه آن قوم كفر و جادو به او بسته بودند و در اين باره چيزها گفتهاند .
يكم : از برخى دانشمندان يهود روايت شده كه ميگفت تعجب نداريد از محمّد