جادوگرى ، و نزول آن وابسته به خدا نباشد بقرينه اينكه خدا جادوگرى نازل نكند و از برخى گمراهان و گنهكاران بدانها فرو آمده باشد و معنى نزول حمل باشد از سرزمينهاى بلند و از شهرها و مانند آن نه از آسمان زيرا كسى كه از جاى بلند به زمين پستى رود گويند فرو شد ، و اما اينكه فرموده خدا « و زيان رسان نيستند به كسى جز باذن خدا » چند وجه دارد .
1 - اذن يعنى علم خدا ( و گواه از تلفظ عرب و شعر او آورده ) .
2 - زيانى كه در جادو به كسى رسد از اثر داروها است كه بجادو شده ميخورانند و او را گول ميزنند و اين گونه زيان از خدا است كه آنها را آفريده گرچه نبايد آنها را به كسى دهند و اگر دهند كيفر دارند و بايد زيان را جبران كنند .
3 - زيان مورد آيه همان جدائى زن و شوهر است كه بزيان هر دو است و اين جدائى پس از اثر جادو در اختلاف ميان آنها بايد باذن خدا باشد و بفرمان او است كه زن و شوهر ناساز از هم جدا ميشوند ، چون يكى از آنها دنبال جادو رفته و كافر شده ، از اين رو خدا فرموده : « آنها زيانمندكننده نيستند مگر بفرمان خدا » يعنى اگر حكم خدا نبود كه بايد زن و شوهر باختلاف دين از هم جدا شوند ، اين زيان در ميان نبود ، مؤيد آنست روايتى كه گويد از دين سليمان بود كه هر كه جادو كند از زن خود جدا شود .
و اما قول خدا «
وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ
دانستند البته كسى كه آن را بر گيرد در آخرت بهره ندارد » باز فرمود « كاش ميدانستند » و اين دو به ظاهر با هم منافات دارند در حلّ آن چند وجه است .
1 - آنان كه دانستند جز آنها بودند كه نميدانستند ، دانايان ديوان بودند ، يا دانشمندان تورات كه آن را پشت سر گذاشتند و گويا نميدانند و پيرو شدند آنچه را ديوان ميخواندند بر ملك سليمان ، و نادانان جادوگرانى بودند كه خود را بدان فروختند .
2 - داناها همان نادانها بودند چون دانش خود را به كار نبستند و از آن سود