گزارش ميدادند دوم دروغ ميشمردند ، ابو مسلم گفته : يعنى دروغ مىبستند بر ملك سليمان ( گواه از لغت بر آن آورده ) و اقرب همان معنى كلمه است زيرا حقيقت تلاوت خواندن و گزارش است جز اينكه خبرگزار راست گو نميگويد : ميگويد بر فلان تا معلوم باشد كه راست است و ميگويد روايت كرد از فلان و گزارش داد از فلان و خواند از فلان و همين است كه سزاوار اخبار و تلاوتست و دور نيست كه آنچه از سليمان گزارش ميدادند خواندنى بود و دروغ و همه اوصاف در آن جمع بوده .
3 - در شياطين اختلاف است ، گفتهاند مقصود شياطين جناند و آن قول بيشتر مفسرانست ، و گفتهاند : شياطين انس و آن قول متكلمين است از معتزله ، و گفتهاند هر دو با هم ، آنها كه شياطين دانند گفتهاند جن گوشگيرى ميكردند از آسمان و دروغهائى هم با آن جفت ميكردند و بكاهنان القاء ميكردند و آنها در كتابى مينوشتند و بمردم مىآموختند و در عهد سليمان شهرت يافت تا گفتند جن غيب ميداند و دانش سليمان از آنجا است و پادشاهى او از آن كامل شده و جن و انس و باد را بدان مسخر خود كرده كه بفرمان او است .
و آنان كه شياطين انس دانند گفتند : در خبر است كه سليمان بسيارى از علومى كه خدايش بدان مخصوص كرده بود زير تختش نهفته بود تا اينكه اگر آنچه از آنها پديدار است از ميان برود ، آنچه نهفته است بماند ، و چون مدتى گذشت منافقان مطالبى مناسب آن علوم نهفته در ميان آنها نوشتند از جادوگرى و چون وى درگذشت و مردم بر آن كتابها دست يافتند پنداشتند كه همه آنها كار سليمانست و آن مقامى كه بدان رسيده تنها براى آنها بوده و معنى «
ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ
» اينست .
و دليل آوردند بر ردّ قول يكم باينكه اگر شياطين جن ميتوانستند كتب و شرائع انبياء را دگرگون كنند بطورى كه تحريف آنها بر مردم نهان ماند اعتماد بشرائع انبياء از ميان ميرفت و اين خود مايه طعن بر همه اديان است .
اگر گوئى شما كه اين را بشياطين انس روا ميداريد چرا بجن آنها روا