ميبرد هر معبودى آنچه آفريده ، 73 - المؤمنون » و مانند قول خدا تعالى « روزى كه سپيدند چهرههائى و سياهند چهرههائى اما آنان كه روسياهند آيا كافر شديد پس از ايمان خود ، پس بچشيد عذاب را بكفر خود ، 106 - آل عمران » .
يعنى گفته شود بدانها كه كافرند آيا كافر شديد پس از ايمان خود ، و مثل بيشتر از آنست كه بياوريم ، سپس خدا فرموده « پس آموختند از آن دو وسيله جدائى زن و شوهر را ؟ و نميتوانند آن دو ، فرشتهها باشند زيرا خدا تعليم را از آنها نفى كرد بلكه بايد كفر و جادو باشند كه ذكر آنها گذشته ، چون از « و كفروا » كفر فهم شود ، و جادو خود ذكر شده و مانند آنست قول خدا
سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى * وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى
البته يادآور شود كسى كه ميترسد و كناره كند از آن بدبخت 10 - 11 - الاعلى » كه ضمير بذكرى بر كشته چون فعلى آن در كلام است گرچه خودش نيست .
و ممكن است مقصود اين باشد كه مىآموختند بجاى تعليم آن دو فرشته ، يعنى از تعليم فرشتهها كه نهيشان كرده بودند از جادو عدول ميكردند و آن را به كار ميبردند چنانچه كسى گويد : كاش براى ما از فلانى ، فلانى بود يعنى بجاى او بود چنانچه شاعر گفته ( و دو شعر بىگواه آورده كه « من » معنى بدل دارد ) .
و بعد گفته « آنچه بدان جدائى اندازند ميان مرد و جفتش » دو وجه دارد يكى اينكه شوهر يا زن را گمراه ميكردند و به بتپرستى ميكشيدند و او را از همسر مؤمنش كه ديندار و خداپرست بود جدا ميكردند ، براى اختلاف در دين و دوّم اينكه ميان آنها سخن چينى و بدگوئى ميكردند بناحق تا كار آنها بجدائى ميكشيد .
3 - مقصود اين باشد كه به دو فرشته چيزى فرو فرستاده نشده و گويا خدا فرمود :
پيرو بودند آنچه را ديوان ميخواندند بر عهد ملك سليمان و سليمان كافر نبود و جادو بر دو فرشته فرود نيامده بود ، ولى ديوان كافر شدند و بمردم جادو آموختند در بابل هاروت و ماروت و قول خدا «
بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ
» پس ذكر شده و در معنى پيش است و بنا بر اين تأويل هاروت و ماروت نام دو مرد است از مردم و ذكر آنها