پيغمبر رساندند ، سپس اين را خواند « داناى نهانست و مطلع نكند بر نهان خود كسى را جز رسولى كه به پسندد و البته به راه اندازد از پيش و از پس او ديده به آنها ، 28 - الجن » يعنى چهار فرشته « تا بداند كه رسالات پروردگارش را رساندهاند » .
75 - ( . . . ) و از سعيد بن جبير در قول خدا « البته او به راه اندازد از پيش او و از پس او ديدهبان » گفت : چهار نگهبان با جبرئيل تا بداند محمّد كه رسالات پروردگارشان را رسانند ، گفت : جبرئيل قرآن را نياورد جز با او چهار فرشته نگهبان بودند 76 - ( . . ص 276 ) از ضحّاك بن مزاحم در قول خدا « جز رسولى كه پسندد و البته به راه اندازد از پيش او و از پس او ديدهبان » گفت : چون نزد پيغمبر فرشته مىآمد فرشتههائى از پيش و پس او مىآمدند تا نگذارند شيطان به صورت فرشته درآيد .
77 - ( ج 5 ص 275 درّ منثور ) از ابن عباس در تفسير قول خدا « جز رسولى كه پسنديد و البته به راه اندازد از پيش او و پس او ديدهبان » گفت : فرشتههاى پىگير بودند كه پيغمبر را از شياطين حفظ ميكردند تا بر او روشن شود وضع آنكه بر او فرستاده شده .
78 - ( . . ص 292 ) : و از سعيد بن جبير « و نيست از ما جز آنكه مقام معلومى دارد ، 145 - الصافات » گفت : فرشتههايند ، در آسمان جايى نيست جز آنكه در آن فرشتهايست به سجده يا ايستاده تا قيامت .
79 - ( . . ص 292 ) از علاء بن سعد كه روزى رسول خدا به همنشينانش فرمود :
آسمان ناليد و سزد كه بنالد جاى پائى در آن نيست مگر آنكه فرشتهاى در ركوع است يا سجود ، سپس خواند
وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ ، وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ
- الصافات .
80 - از مجاهد ،
وَ إِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ وَ إِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ
گفت : ناليد آسمان و سرزنش ندارد كه بنالد بر آن يك وجب نيست جز فرشتهاى پيشانى نهاده يا دو