تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
را نفس سرپرستى است هر نوعى از انواع بلكه هر صنفى را روح سرپرستى است بعقيده آنها كه طبائع نام دارند ، طبائع تام آن نوع كه از آفات و ترسها نگهش دارند ، و أثرش در نوع چون اثر نفس انسانى در شخص ظاهر شود ( پايان ) رازى در ( ج 1 ص 276 - 280 ) تفسيرش گفته : ميان عقلا خلاف نيست كه درجه اشرف عالم بالا وجود فرشته‌ها است چنانچه اشرف عالم خاكى وجود آدمى است جز اينكه در ماهيت و حقيقت فرشته اختلاف است و چند قول دارد . 1 - فرشته مكان دارد و جسمى است لطيف چون هوا و باشكال مختلف درآيد و در آسمانها است و اين قول اكثر مسلمانانست . 2 - طوائفى از بت‌پرستها گويند فرشته‌ها همان اختران سعد و نحسند كه به نظر آنها زنده‌اند و ناطق و سعد آنها فرشته‌هاى رحمتند و نحسشان فرشته‌هاى عذاب . 3 - گبران و ثنويه گويند : اين جهان دو ريشه ازلى دارد كه نورند و ظلمت و هر دو جوهر و شفاف و حساس و مختار و توانا هستند و نفس و صورت و كار و تدبيرشان ضد هم است ، جوهر نور خوب و خيرمند ، پاك ، خوشبو ، كريم النفس است شادى آور و بىزيان ، سودمند و بىدريغ ، زنده كن و بىمرگ و جوهر ظلمت بر ضد آنست ، از جوهر نور اولياء زايند نه به زناشوئى بلكه بتابش چون پرتو از نور بخش و آن اولياء فرشته‌هايند و جوهر ظلمت دشمن زايد كه ديوانند نه بزناشوئى بلكه چون برآمدن سفاهت از سفيه و بنا بر اين گفته‌ها و فرشته‌ها موجودات مكانى و جسمانيند . 4 - فرشته‌ها موجوداتى خود دارند ولى لامكان و بىجسم و در حقيقت نفوس ناطقه‌اند كه جدا از پيكرند و اگر پاك و خالص و خيرمندند فرشته‌اند و اگر پليد و تيره‌اند ديوند . 5 - قول فلاسفه است كه : جوهر خوددار لامكانند و در ماهيت از نفوس ناطقه بشريه جدايند و از آنها نيرومندتر و داناترند و چون خورشيدند كه نفوس