كه در آن درآمد آسود ، مائيم عترت خدا و كبريائش .
گويد : گفتم : قربانت چيز عجيبى ديدم ، مردى به صورت شما فرمود : اى يونس ، ما را وصف نتوان آن سرپرست آسمان سوم بود ، و خواهش ميكرد از خدا اجازه بگيرم كه با برادرش در آسمان چهارم باشد گويد : گفتم : اينان كه با تو در خانه بودند ؟ فرمود : اينان ياوران فرشته قائم بودند گويد : گفتم : آن دو تا فرمود :
جبرئيل و ميكائيل بودند به زمين فرو شدند ، و بالا نروند تا اين كار بشود ، و آنان 5 هزار بودند اى يونس ، بواسطه ما ديدهها بينند و گوشها شنوند ، و دلها ايمان به خود گيرند .
بيان « مؤمنى يا كافر » يعنى اگر منكر شوى آنچه را بينى كافرى و گر بپذيرى مؤمنى .
63 - در كافى ( ج 7 ص 436 ) : بسندش تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله كه خدا را فرشته - ايست دو پايش در پائينتر زمين است تا 500 سال راه و سرش در بالاتر آسمان تا 1000 سال ميگويد : منزهى تو چه اندازه بزرگى ، فرمود : خدا عزّ و جلّ به دو وحى كند آن را نداند كسى كه به من سوگند دروغ خورد .
64 - و از همان ( 0 ص 437 ) : بسندش از ابى جعفر عليه السّلام كه خدا تبارك و تعالى خروسى سفيد آفريده گردنش زير عرش است و دو پايش در آخر زمين هفتم بالى در مشرق دارد و بالى در مغرب ، خروسها نخوانند تا او بخواند ، و چون بخواند دو پر بخواباند و گويد : منزه است خداى بزرگ ، نيست مانندش چيزى فرمود : خدا تبارك و تعالى پاسخش دهد و فرمايد ، كسى كه بفهمد آنچه تو گوئى به من سوگند دروغ نخورد .
65 - در درّ منثور ( ج 1 ص 49 ) از انس كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : نخست تلبيه گو فرشتهها بودند ، چون خدا فرمود : « من در زمين جايگزين گذارم گفتند آيا در آن ميگذارى كسى كه تباهى انگيزد و خونها ريزد با اينكه ، تسبيح گوئيمت و بسپاست تقديس نمائيم - البقره » و با او ردّ كردند ، و خدا از آنها رو گردانيد
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 167
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٧