تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
و شش سال گرد عرش گرديدند و گفتند : لبيك ، لبيك ، در عذر خواهيت ، لبيك از تو آمرزشخواهيم و به تو باز گرديم . 66 - و از ابن جبير است كه عمر نماز فرشته‌ها را از پيغمبر پرسيد و به او پاسخى نداد ، و جبرئيل آمد و گفت اهل آسمان دنيا همه در سجده‌اند تا قيامت و گويند : سبحان ذى الملك و الملكوت ، و اهل آسمان دوم راكع تا قيامت و گويند : سبحان ذى العزة و الجبروت ، و اهل آسمان چهارم ايستاده‌اند تا قيامت و گويند : سبحان
الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ
. 67 - و از ابن عباس كه چون دو لشكر در بدر برابر هم شدند برسول خدا وحى آمد و از او رفت و مژده داد بمردم كه جبرئيل با لشكرى از فرشته‌ها در جناح راست لشكر است و ميكائيل با لشكرى ديگر در چپ ، و اسرافيل در لشكرى ديگر ابليس به صورت سراقة بن مالك شده كمك مشركانست و ميگويد : امروز كسى بر شما چيره نشود از مردم . و چون دشمن خدا فرشته‌ها را ديد پس رفت و گفت : من از شما بيزارم ، راستى مينگرم آنچه را شما ننگريد ، حارث بن هشام به گمان اينكه سراقه است او را باز - داشت چون سخن او را شنيد و زد تو سينه حارث و او را انداخت ، و رفت تا خود را به دريا افكند و دو دست برداشت و گفت : پروردگارا از تو خواهم موعدى كه به من وعده كردى ( 00 ج 3 ص 160 ) . 68 - و از حسن در قول خدا « من بينم آنچه شما نبينيد » گفت : جبرئيل را ديد عبا بر سر دارد و جلو يارانش اسب خود را ميكشد و سوار آن نشده ( . . . ) 66 - و از ابى ذر رضى اللَّه عنه كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود : راستى من بينم آنچه شما نبينيد ، و شنوم آنچه شما نشنويد ناله كرد آسمان و سزد كه ناله كند ، در آن جاى چهار انگشت نباشد جز فرشته‌اى براى خدا پيشانى به سجده نهاده ، به خدا اگر بدانيد آنچه من دانم ، كم بخنديد ، و پر بگرييد ، از زنان در بستر كام نگيريد ، و بتپه‌ها در آئيد تا به خدا پناه بريد كه اى كاش من درختى بودم .