وانهد بدوستى محمّد تو را دوست دارند و بدشمنى او دشمنت دارند ، شفاعت محمّد صلى اللَّه عليه و آله بدانها نرسد ، نزديك بيا اى برگزيدهء خدا ، و سر پيغمبر را صلى اللَّه عليه و آله گرفت و بدامن او نهاد و پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بيدار شد و گفت : اين همهمه چه بود ؟ و بوى باز گفت ، فرمود : دحيهء كلبى نبود و جبرئيل بود ، تو را بنامى خواند كه خدايت بدان ناميده رواست كه دوستى تو را بدل مؤمنان انداخته ، و ترست را بدل كافران .
54 - در علل محمّد بن على بن ابراهيم : پرسش شد امام ششم از فرشتهها كه ميخورند و مينوشند و نكاح ميكنند ؟ فرمود : نه ، آنها به همان نسيم عرش زندهاند پرسش شد سبب خوابشان چيست ؟ فرمود براى جدائى آنها از خدا عزّ و جلّ چون آن را كه خواب و چرت نگيرد همان خدا است .
55 - و از همان : علّت در اينكه صيحه آسمانى را چگونه همه اهل دنيا بفهمند با اينكه صيحه بيك زبانست و زبان مردم مختلف است ؟ فرمود : در هر كشورى فرشتهها گمارده است ، و به زبان أهل آن ندا كنند ، ابليس هم در هر كشورى شياطينى بگمارد تا به زبان آن فرياد زنند هلا كار از آن عثمان بن عفانست .
56 - اقبال ( 35 ) در تعقيب نماز ماه رمضان و جز آن : و رحمت فرست بر جبرئيل ، ميكائيل ، اسرافيل ، ملك الموت ، مالك دوزخ ، رضوان دربان بهشت روح القدس ، روح الامين حاملان مقرب عرش ، منكر و نكير ، دو فرشته نگهبان و بر كرام كاتبين .
57 - در نهج البلاغة ( ج 1 ص 341 ) از نوف بكالى كه امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اى متكلّف وصف پروردگارت پس وصف كن جبرئيل و ميكائيل و لشكرهاى مقرب فرشتهها را كه در آستانهاى قدس سنگين بار و سرگردانند از اينكه وصف كنند احسن الخالقين را .
58 - در نوادر على بن اسباط : بسندى از امام پنجم عليه السّلام كه : چون پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله در گذشت خاندانش درازتر شبى را گذراندند ، گويا نه آسمانى
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 164
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٦٤