تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
59 - در كافى ( 272 - روضه ) : بسندش از امام پنجم عليه السّلام كه خدا خروسى دارد و پايش در زمين هفتم و گردنش زير عرش تا شده ، دو بالش در هواست ، نيمه شب يا يك سوم آخر شب پر زند و فرياد كشد ، سبّوح قدوس پروردگار ما پادشاه حق آشكار ، نيست معبودى جز او پروردگار فرشته‌ها و روح ، و همه خروسها پر زنند و بخوانند . 60 - در احتجاج ( 191 ) ترجمه آن در شماره 15 باب گذشته . 61 - در كافى ( 204 - روضه ) : بسندش از ابى بصير كه امام ششم فرمود : اى ابا محمّد راستى براى خدا عزّ ذكره فرشته‌هاست كه گناه را از دوش شيعه‌هاى ما بريزند چنانچه باد برگ را از درخت در خزان ، و اينست معنى قول خدا « تسبيح گويند بسپاس پروردگار خود و آمرزشجويند براى آنان كه گرويدند ، 7 - المؤمنون » به خدا نخواسته است با اين جز شما را . 62 - دلائل الامامه طبرى : بسندى از يونس بن ظبيان كه از امام ششم اجازه ورود خواستم ، معتب بدر آمد و به من اذن داد ، وارد شدم و او با من چون گذشته وارد نشد ، چون به آنجا رسيدم بناگاه مردى به صورت امام ششم را ديدم و به او بشيوه گذشته سلام دادم ، گفت : اى مرد تو كيستى ؟ كافرى يا مؤمن ؟ برابرش دو مرد كه گويا پرنده بر سر آنها است آرام و بيحركت ايستاده بودند ، گفت درآ و در اتاق دوم وارد شدم و بناگاه مردى به صورت امام ششم بود و برابرش خلق بسيارى هم شكل بودند . گفت : كه را خواهى ؟ گفتم : امام ششم را ، گفت : بر امر بزرگى وارد شدى يا كفر است و يا ايمان و از اتاق مردى برآمد و بيرون در ايستاد و مرا بر در نگهداشت و ديده‌ام را نورى فرا گرفت و گفتم : السلام عليكم يا بيت اللَّه و نوره و حجابه فرمود : و عليك السلام يا يونس و باتاق درآمدم و برابرش دو پرنده سخن مىگفتند و من سخن امام را ميفهميدم و سخن آنها را نمىفهميدم ، چون بيرون شدند فرمود : اى يونس ، بپرس ، مائيم نور در همه تاريكيها . مائيم بيت المعمور كه هر
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى) — صفحة 166 | العلامة المجلسي / محمد باقر كمره‌اى